دسته‌بندی: صدا

شهرام بهرام نداریم!

هرمزبان:«کاراکتر کالدرون با استراماچونی بسیار متفاوت بود؛ یکی رفت و یکی ماند، یکی برید و یکی تحمل کرد، یکی به بهانه غفلت تدارکات از حمل کفش‌هایش تمرین را رها کرد و راهی منزل شد، اما دیگری شخصا برف‌ها را پارو می‌زد… این هر دو اما دارند به یک سرنوشت مشترک دچار می‌شوند. این است معجزه مدیریت دولتی در فوتبال ایران!»

ادامه مطلب »

پاهای جامانده زیر آوار

هرمزبان:ساعت پنج صبح پنجم دی ١٣٨٢ زمین با آن غرش مهیب که هنوز صدایش و یادش و ویرانی‌اش به گذرهای «عروس جنوب شرق» چسبیده، برای همیشه پاهای عصمت خانم را از او گرفت و بچه‌هایش زیر تن او زنده و سالم ماندند. بم، از آن روز، از آن صبح غم‌آلود دیگر برای عصمت خانم خانه نشد، پناه نشد، موطن نشد؛ بم، زندان شد. بم هنوز هم برای عصمت خانم زندان کوچکی است. «پا نداشتن باید سخت باشد عصمت خانم؟»

ادامه مطلب »

تلخی‌ها و زیبایی‌های ثانیه‌های فروریختن یک شهر

هرمزبان:جمعه ۵ دی ماه ۸۲ خبر رسید زلزله ای با قدرت ۶.۲ ریشتر شهر بم را ویران کرده است، شب‌ها و روزهای سردتر از آن روز با غم، اشک و ماتم؛ خدا می داند که چه بر بازماندگان داغدار گذشت که بنا به حکمت الهی زنده ماندند…

ادامه مطلب »

سپیده دم سیاه…

هرمزبان:بازهم به ۵ دی‌ماه نزدیک می‌شویم و باید درباره سالروز زلزله بم و دامن سیاه سپیده دمی که برپیکره شهر کشیده شد و مردمی که آرام برای فراموشی خستگی لحظه‌های خود دیده برهم نهاده و در رویاهای گاه شیرین و گاه غمناک خود گم شده بودند و دیگر بیدار نشدند، گزارشی بنویسم.

ادامه مطلب »

رامبد جوان چگونه بازیگر شد؟/ فیاضی: کاراکترهای عمه، عمو و خاله تکراری شده اند + فیلم

هرمزبان:رضا فیاضی را هنوز به آقای جمالی می‌شناسند اما او انتقاد دارد به کسانی که معلوم نیست از کجا می‌آیند؛ پول‌ها و چک‌هایی که راه آمدن برخی را هموار کرده و کارهایی که دیگر شبیه به دنیای شیرین و قصه‌های تا به تا نیستند.

ادامه مطلب »