طناب پوسیده آمریکا برای فروپاشی دولتهای ملی/ لیبی در حسرت حکومت قذافی+عکس ها

سرویس جهان مشرق – ” “دشمنان زیاد ایران در منطقه و خارج از منطقه، مثل کرکسانی که در بیابان ها و در اوج آسمان چرخ می خورند، با چشم های باز و گشاده خود که انتظار طعمه ای را می کشند، با دقت نظاره گر وقایع و اعتراضات موخر در تهران و شهرهای متفاوت ایران می باشند.”

“این جملات نه از آن یک آنالیز گر مطبوعاتی اصولگرا و نه از آن یک کارشناس سیاسی صدا و سیماست. این کلام مقاله نویس روزنامه بریتانیایی گاردین هست که روز ۱ ژانویه ۲۰۱۸، نسبت به خیالات خام آمریکا، اسراییل و سعودی برای اغتشاشات ایران اخطار داد.

آن چه که «سیمون تیزدال»، مقاله نویس گاردین را به نگارش این متن هشدارگونه واداشت، نه طرفداری او از جمهوری اسلامی و نه دلسوزی برای مردم ایران بود، لکن آن چه پیش چشم تیزدال و زیادی دیگر از روزنامه نگاران و  آنالیز گران تقریبا مستقل تر غربی هست، نتیجه های مصیبت بار سناریوهای غربی برای تحریک، سازماندهی و هدایت آشوب های براندازانه در سالهای موخر هست.

به واقع، این دسته از آنالیز گران غربی (که عموما صبغه چپ و مستقل تر دارند) در حمله کرکس وار و کفتارگونه رسانه ها و سیاستمداران کانون غربی-عبری-عربی که خود به جنگ طلبی و ضدیت با حقوق انسانی مردم فلسطین، یمن، بحرین و حتی سیاهپوستان خود آمریکا شهره می باشند، در پشتیبانی از «اعتراض مردم ایران برای آزادی»، همان سناریوی آشنایی را خواهند دید که در ۲۰۱۱ هم لیبی و هم سوریه را به جهمنم آشوب کشاند و نتیجه های مصیبت باری بدنبال داشت.

تیزدال و همکاران او در واقع با فراست روزنامه نگاری خود یک «زنجیره علّی» را پشت سناریوی اشک تمساح بی عاطفه ترین و بی رحم ترین سیاستمداران غربی مثل دانلد ترامپ برای «آزادی» جوانان در ایران خواهند دید که از اصطلاحا اعتراضات خیابان های بنغازی و درعا و غوطه های دمشق آغاز گردید و به زنجیره عملیات تروریستی داعش در لندن و پاریس و بروکسل ختم گردید.

اگر چه دشمنان ایران آن اندازه نادان می باشند که با ورود زودهنگام خود به مرحله پشتیبانی از «اعتراضات مردمی» در ایران، دست خود را رو کردند و با سردمداری هسته های دورویی در کف خیابان و ورود فوری به مرحله آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی و فحش به نمادهای مقدس و محترم مردم ایران، ماهیت خود را نمایان کردند و سریعا صف آن تعداد از معترضینی را که برای اعتراض به مسایل اقتصادی به خیابان آمدند، از خود جدا کردند.

در این جا البته لازم است دو دسته مشخص را در میان اغتشاش گران هم از یکدیگر تفکیک کرد که به لحاظ نوع و کیفیت گناه خود تفاوت ملموسی دارند.

یک دسته از اغتشاش گران کسانی می باشند «اغتشاش گر حرفه ای» خوانده می شوند، یعنی برای ایجاد آشوب خیابانی تعلیم دیده و پول گرفته اند. این دسته که طبق معمول در خراب کردن و آتش زدن اموال عمومی، حمله به جایگاه ها دولتی، مساجد و اماکن مذهبی و امثال این ها نقش لیدر را ایفا می کنند، عموما منسوب به جریان منافقین می باشند، به چه علت که این سازمان از اوائل تقابل علنی خود با نظام جمهوری اسلامی در ۳۰ خرداد ۶۰، اتکای خود را بر ایجاد آشوب و اغتشاش قرار داده و البته هر بار نتیجه های کوبنده  آن را هم چشیده هست، لیکن در همه این سالها تحولی در این تاکتیک خیابانی خود نداده هست. به واقع، پشتیبانی واشینگتن، ریاض و تل آویو از سازمان ورشکسته، نفرت انگیز و تروریستی منافقین به همین امید واهی و خام هست که از همین وجه آشوب و خراب کردن خیابانی و در صورت فرصت یافتن، اقدام مسلحانه، از طریق مزدوران این سازمان استفاده نمایند.

بخش دوم اغتشاش گران که بخش عمده آنان را تشکیل می دهند، آن دسته از جوانانی می باشند که طبق ارزیابی های میدانی و «تیپ شناسی» اغتشاش، عموما دغدغه معیشتی ندارند، متولدین دهه ۷۰ به بعد می باشند، از بابت پوشش و امکاناتی چون تلفن همراه های هوشمند گرانقیمت مربوط به طبقات متوسط جامعه می باشند، به وسیله اینکه عموما عنوان دانشجو را یدک می کشند درگیر اشتغال مشخصی نیستند و البته به لحاظ معلومات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی عمق چندانی ندارند و از چیزی بیشتر از خوراک آماده، غلط، مغشوش، یکسویه و جهت دار رسانه های معاند فارسی زبان خارج از کشور بعنوان مرجع فکری استفاده نمی کنند. در واقع، عکس و گمان آنان از ساز و کار جهانی، ارتباطات بین الملل، اقتصاد جهانی، وضع حقیقی معیشت و سبک زندگی غربی بشدت سطحی و عوامانه هست. این دسته را میتوان در همان اوائل نا آرامی ها در تهران و در محل دانشگاه تهران ندید که جمعیتی صد تا دویست نفر از دانشجوهای دهه هفتادی، طیف وسیع ای از شعارها از «مرگ بر گرانی»! تا مرگ بر مدیران کشور و شعارهایی مثل «نه غزه نه لبنان؛ نه اسلام نه قرآن هردو فدای ایران» سر دادند که خود از بی هدفی و بی ریشه بودن این دسته حکایت دارد.

برای این دسته از پایوران به واقع «فریب خورده» اغتشاش، در کنار همه کارهای تامینی و قضایی لازم، کار فرهنگی قانع کننده ای و مداوم جهت کاستن از رسوبات تبلیغات نظام سلطه در مورد «بهشت موعود» غرب لازم به نظر می آید که لازم است در مقال ها و فرصت های دیگر به آن پرداخت. تمرکز گفتار ما در این گزارش بر مرور بار دیگر تجربیات همین چندسال موخر، از سناریوی آشوب سازی و فتنه براندازی غربی ها در سه کشور هست که تبعات مکرر آن هنوز و همچنان گریبانگیر این کشورهاست و به احتمال زیاد تا سالها باقی خواهد ماند.

۱-لیبی؛ مبدل از کشور یارانه ها به سومالی دوم

اعتراضات از ۱۳ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی، در این کشور آغاز گردید. این اعتراض ها و راهپیمایی ها از روز ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ میلادی به نوعی وسیع درآمد و به یک شورش سراسری در خاک لیبی مبدل گردید.

از همان آغاز تحرکات مسلحانه در شرق لیبی بر بر علیه حکومت، «کرکس»های مورد اشاره در اوائل این گزارش به میدان آمدند و در لوای «دفاع از مردم لیبی برای آزادی»، کارزار سیاسی-تبلیغاتی را بر علیه دولت طرابلس آغاز کردند که به پشتیبانی تسلیحاتی و دخالت مستقیم ناتو ختم گردید.

باراک اوباما(رییس جمهور وقت آمریکا)، هیلاری کلینتون(وزیر خارجه وقت آمریکا)، سوزان رایس(مشاور امنیت ملی کاخ سفید)، سارکوزی(رییس جمهور وقت فرانسه)، دیوید کامرون(نخست وزیر وقت بریتانیا) و شمار زیادی از سیاستمداران و مقام های نظامی غربی آغاز به موضعگیری بر علیه قذافی کردند که از قضاء از اوایل ۲۰۰۰، همکاری های خود را با آمریکا و متحدانش، در جهت پذیرفته شدن از سوی آنان آغاز کرده و امتیازهای زیادی به غربی ها داده بود که از آن جمله تحویل بخش عمده ظرفیت موشکی و برچیدن پیچ و مهره های صنعت اتمی و فرستادن آن به ایالات متحده بود.

بازدید بوش از امکانات اتمی لیبی که از طریق قذافی به آمریکا فرستاده گردید

هیلاری کلینتون، چهره کلیدی پشت سناریوی پشتیبانی از شورشیان مسلح لیبی و براندازی دولت قذافی، در رابطه تنگاتنگ با «محمود جبریل» از رهبران کلیدی تبعیدی اپوزیسیون قذافی و «برنارد آنری لوی»، نویسنده صهیونیست و مهره اطلاعاتی سرویس جاسوسی اسراییل و البته سازمان سیا قرار داشت که از همان اوائل آغاز شورش ها برای سازگاری های میدانی در شرق لیبی و در میان مخالفان حاضر بود (ردپای آنری لوی در زیادی از سناریوهای براندازی در غرب قاره آسیا و شمال آفریقا دیده می شود). کلینتون در کتاب خاطرات خود «انتخاب های دشوار»، به تفصیل تلاش های خود را توصیف میدهد که در جلساتش با سران ناتو، آنان را قانع کرد که این وظیفه ناتو هست که هر چه سریعتر یک منطقه پرواز ممنوع در شرق لیبی(پایگاه کلیدی شورشیان) ایجاد کند.

«هیلاری کلینتون از بابت لیبی هیچ پشیمانی ندارد»

هنگامی در ۱۴ مارچ ۲۰۱۱، نیروهای دولتی لیبی، شهر «اجدابیا»، آخرین شهر در مسیر منتهی به بنغازی را در کنترل گرفتند و در حال آماده سازی مقدمات محاصره کامل بنغازی بودند، دولتهای غربی که انتهاء کار شورشیان را محتوم می دیدند، وارد عمل گردیدند و با صحنه گردانی آمریکا و انگلیس، قطعنامه ۱۹۷۳ را با عنوان «حفاظت از غیر نظامیان لیبی» را به تصویب رساندند که در جو سنگینی که بر علیه دولت قذافی در عرصه بین المللی ایجاد شده بود، و علاوه بر این به وسیله اینکه قذافی به امید نزدیکی با آمریکا ارتباطات خود را با چین و روسیه به دست اندک اندک بود، این دو قدرت جهانی هم آنرا وتو نکردند.

سریعا پس از تصویب این قطعنامه که ایجاد منطقه «پرواز ممنوع» در بنغازی را در ذیل خود داشت، نیروی هوایی ایالات متحده، با همکاری متحدان اروپایی (به ویژه فرانسوی ها) وارد درگیری نظامی مستقیم با دولت لیبی گردیدند.

در ۳۱ مارچ ۲۰۱۱، رویترز در خبری مخصوص گزارش کرد که باراک اوباما در فرمانی سرّی، مجوز جابه جایی جنگ افزار به شورشیان لیبی را صادر کرده هست. به گزارش هرمزبان به نقل از رویترز، مقام های آمریکایی به این خبرگزاری اظهار کردند باراک اوباما در این فرمان محرمانه، به سازمان سیا(مسوول عملیات مخفی ایالات متحده در خارج از مرزها) اذن پشتیبانی نظامی مخفی از شورشیان مسلح لیبی را با هدف براندازی دولت سرهنگ قذافی داد.

در ۱۸ می ۲۰۱۱، روزنامه بریتانیایی گاردین اطلاع داد که هواپیماهای ناتو طبق اطلاعات میدانی که از طریق افسران اطلاعاتی بریتانیایی حاضر در میان شورشیان، موضع های دولت لیبی را بمباران می کند. گاردین به نقل از دیپلمات های اروپایی حاضر در لیبی این گزارش را منتشر نمود.

نکته قابل تامل اینکه، یک ماه گذشته از این تاریخ، نمایندگی بریتانیا در بنغازی(پایگاه کلیدی شورشیان) با ۶ کارمند آغاز به کار کرد و مسوولیت آنرا «کریستوفر پِرِنتیس»(Christopher Prentice)، عامل فرسوده کار MI۶ و سفیر سابق در عراق و اردن و سفیر وقت بریتانیا در ایتالیا بر عهده داشت. تعداد این ۶ نفر بسرعت به ۴۰ رسید که برپایه گزارش گاردین، زیادتر آنان افسران اطلاعاتی انگلیس بودند که برای مساعدت به شورشیان به لیبی اعزام گردیدند.

«لیبی: ناتو طبق اطلاهات شورشیان نیروهای قذافی را بمباران می کند»

جذاب این جاست که در ۵ دسامبر ۲۰۱۲، روزنامه «نیویورک تایمز» در گزارشی اطلاع داد که جنگ افزار ها آمریکایی که با فرمان مخفی اوباما به سازمان سیا برای شورشیان لیبی ارسال گردید، عموما به دست گروههای تروریستی تکفیری افتاده بود. برپایه این گزارش، بخش عمده جنگ افزار ها ارسالی آمریکا به قطر فرستاده گردید و از ان جا، از طریق دستگاه اطلاعاتی قطر برای گروههای تکفیری مورد پشتیبانی قطر فرستاده گردید. حتی نویسنده این روزنامه از وجود گزارش هایی اطلاع داد که علی الظاهر جنگ افزار ها مورد استفاده این گروههای تروریستی در حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی که منتج به به قتل رسیدن سفیر این کشور شد(۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲)، از همین تسلیحاتی بود که با فرمان اوباما و از طریق سازمان سیا به لیبی فرستاده گردید.

در ۲۵ می ۲۰۱۷، روزنامه انگلیسی «دیلی میل» در گزارشی افشا کرد که در جریان شورش های مسلحانه بر علیه قذافی در ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲، دولت بریتانیا به زیادی از مخالفان قذافی که در انگلیس ساکن بودند اذن داد که برای دوئل با دولت لیبی از کشور خارج شوند، این در حالی بود که بخش عمده این مخالفان، به وسیله قانون «ضدتروریزم» بریتانیا به علت ارتباطات با گروههای تکفیری ممنوع الخروج بودند. دیلی میل توصیف داد که سرویس اطلاعاتی MI۵ دیلی میل توصیف داد که سرویس اطلاعاتی راسا کار سازماندهی و آسان سازی خارج شدن این مخالفان قذافی به مقصد لیبی را بر عهده داشت. خبرنگار دیلی میل در گفت و گو با شماری از این لیبیایی ها که پس از سقوط قذافی بار دیگر به انگلیس برگشتند دریافت که سرویس مخفی انگلیس در برنامه ای با عنوان «درهای باز»، این لیبیایی های مقیم انگلیس را در سال ۲۰۱۱ به عزیمت به لیبی برای جنگیدن با دولت قذافی تشویق هم می نمود.

نکته قابل تامل اینکه، به مثل نمونه حمله به کنسولگری آمریکا، این سیاست دستگاه اطلاعاتی بریتانیا نیز اصطلاحا کمانه کرد و تبعات آن سر انجام به خود انگلیس نیز برگشت نمود، به چه علت که آشکار گردید «سلمان عابدی»، جوان ۲۳ ساله لیبیایی که عامل بمب گذاری در منچستر(۲۲ می ۲۰۱۲)بود، تحت همان طرح MI۵ در سال ۲۰۱۱ به لیبی عزیمت کرده بود و به شورشیان مسلح پایدار بود. در آن جا با شبکه ای از لیبیایی های مقیم انگلیس، با گرایش تکفیری پیوند خورد که در برگشت به خاک انگلیس، دست به کار عملیات تروریستی گردیدند.

سلمان عابدی

وب سایت «گلوبال ریسرچ» در ۳ دسامبر ۲۰۱۲، در مقاله ای به قلم «فیلیپ جیرالدی» (مامور سابق سازمان سیا و افشاگر کنونی این سازمان) در مورد نقش سازمان سیا در کنسولگری آمریکا در بنغازی در جریان شورش مسلحانه بر علیه حکومت قذافی درج کرد:

“”بنغازی بعنوان یکی از کنسولگری های آمریکا به شمار می رفت اما در واقع این طور نبود. این سفارتخانه، یک دفتر اطلاعاتی بود که در عمل هیچ فعالیت دیپلماتیکی در آن صورت نمی گرفت. در این مکان، تعداد کمی از ماموران اطلاعاتی وزارت امور خارجه، بهمراه مترجمان بومی حاضر بودند. پایگاه زیاد بزرگ تر سازمان سیا در یک ساختمان مجزا در فاصله یک مایلی سفارتخانه واقع شده بود. این مکان از طریق نیروهای شبه نظامی نه چندان قابل اطمینان، مراقبت می گردید. در شهر بنغازی، دستورالعمل عملیاتی سازمان سیا، بر روی دو هدف معطوف بود: زیر نظر گرفتن گروه بومی «انصارالشریعة» منسوب به گروه القاعده، و ردگیری جنگ افزار هایی که از زرادخانه های قذافی آزاد شده بودند. کارکنان آن دربردارنده شبه نظامیان سازمان سازمان سیا بود که با همکاری شبه نظامیان بومی فعالیت می کردند. سفیر آمریکا در بنغازی، از جزئیات عملیاتی سازمان سازمان سیا در لیبی با خبر نبود و منحصرا در جریان کلی فعالیتهای آژانس قرار گرفته بود. هنگامی که اکیپ همراهان سفیر مورد حمله قرار گرفتند، شبه نظامیان مستقر در پایگاه سازمان سیا، پیش از آنکه به محوطه خود برده شوند، یعنی جایی که دو افسر بر اثر حمله خمپاره کشته گردیدند، برای رهایی آنان آمدند.”

روزنامه آمریکایی «فرانت پیج»، در مقاله ای با عنوان «کشتن قذافی؛ نقش مخفی هیلاری»(۴ فوریه ۲۰۱۵)از نقش نامزد شکست خورده آمریکا در انتخابات سال گذشته در لیبی اظهار کرد:

” “” مدارک و فایل های صوتی ارزیابی شده از طریق روزنامه نشان میدهد که وزیر خارجه سابق ایالات متحده، هیچ طرح روشنی برای مبارزه با بحران لیبی که خود او ایجاد کردو بی قانونی و آشوبی که در ان کشور گستراند، نداشت، آشوبی که سر انجام منتج به حمله مرگبار تروریست های افراط گرا به کنسولگری ایالات متحده در بنغازی گردید.”

به هر حال، با دخالت مستقیم ناتو به فرماندهی ایالات متحده و همکاری جدی فرانسه و ایتالیا و بریتانیا، و البته پشتیبانی های متحدان منطقه ای ایالات متحده من جمله ترکیه و اردن و سعودی، از مسیر ایجاد منطقه پرواز ممنوع در شرق لیبی (که اذن استفاده از نیروی هوایی را در سرکوب شورش ها به دولت قذافی نمی داد)، پشتیبانی تسلیحاتی و لجستیک سنگین از شورشیان از طریق سازمان سیا و MI۶ ” و دستگاه اطلاعاتی قطر، در ۸ آگوست ۲۰۱۱، شهر طرابلس، پایتخت حکومت لیبی سقوط نمود و حکومت ۴۲ ساله سرهنگ معمر قذافی در عمل فروپاشید.

در همان ساعات اولیه سقوط عملی دولت قذافی، آندرس فو راسموسن، دبیرکل ناتو، که نقش کلیدی را در سقوط دولت لیبی ایفاء کرد، چنین اظهار کرد:

” ” زمان  برگزاری یک لیبی تازه فرا دست یافته هست ؛ دولتی مبتنی بر آزادی و نه بیم. مبتنی بر دموکراسی و نه دیکتاتوری ، مبتنی بر عزم جمعی و نه تمایلات اقلیت.”

باراک اوباما،  رئیس جمهور آمریکا با صادر کردن اطلاعیه ای اعلام نمود:

“””مطمئن ترین شیوه برای انتهاء خشونت ها در لیبی آسان و مشخص هست، معمر قذافی و رژیم وی لازم است بپذیرند دوران حکومت آنان به انتهاء دست یافته هست. قذافی لازم است این حقیقت را فهم کند که دیگر کنترل لیبی را در اختیار ندارد.”

اوباما تاکید کرد که “” “ما همچنان به همکاری خود با هم پیمانان و جامعه بین المللی برای مراقبت از جان مردم لیبی ادامه می دهیم و از جابه جایی مسالمت آمیز حکومت به دموکراسی پشتیبانی می کنیم.”

مصطفی عبدالجلیل رییس شورای حکومت جا به جایی لیبی یک کنفرانس مطبوعاتی در شهر بنغازی -مقر کلیدی انقلابیون – برگزار نمود و اظهار کرد:

” “” حکومت تازه بر پایه آزادی ، عدالت ، شفافیت و دموکراسی و در چارچوب اسلام میانه رو می باشد. ما در این مسیر کوشش خواهیم کرد.”

«جولیا گیلارد» نخست وزیر وقت استرالیا در حضور خبرنگاران با تاکید بر استعفا کامل قذافی از قدرت اظهار کرد: “”«جولیا گیلارد» نخست وزیر وقت استرالیا در حضور خبرنگاران با تاکید بر استعفا کامل قذافی از قدرت اظهار کرد: “قذافی لازم است از سر راه مردم لیبی کنار رفته و به سبب انجام جرم ها بر علیه بشریت به پای میز محاکمه بین المللی آورده گردد.”

وی با تاکید بر پشتیبانی ” کشورش از روند استقرار صلح و دموکراسی در لیبی تأکید کرد مخالفان لازم است برای تهیه امنیت لیبی کوشش کنند.

اما عمر همه این خوشحالی ها و پایکوبی ها و سخنان خوش بینانه زیاد کوتاه تر از آن بود که مخالفان مسلح قذافی گمان می کردند.

لیبی؛ ۶ سال پس از سقوط قذافی در حسرت دوران «سرهنگ»

پایگاه خبری-تحلیلی «المانیتور» در ۱۲ اکتبر ۲۰۱۵ در گزارشی با عنوان «چهار سال پس از قذافی؛ آیا لیبی جای بهتری هست؟» وضع لیبی را در آن برهه چنین توضیح نداد:

” ” مرگ قذافی به یک وجه مشخصه، احتمالاً از نوع بد آن مبدل شده هست. این واقعه به دشواری توان دارد نماینده ایده آل های ملتی باشد که قصد داشت از خشونت و جنگ به سوی بهبودی پس از انقلاب رود و برقرار کردن عدالت و حکومت قانون بخشی از آرزوهایش بودند. تمام این ها یک سوال آسان را مطرح می نمایند: آیا لیبی بدون قذافی به جای بهتری مبدل شده هست؟”

خبرنگار المانتیور پس از آن گفته های فردی به اسم «حسن»، از فرماندهان میانی شورشیان ضدقذافی را منتشر نمود که وضعیت لیبی، ۴ سال پس از مرگ فجیع سرهنگ را چنین توصیف می داد:

” تمام این ها یک سوال آسان را مطرح می نمایند: آیا لیبی بدون قذافی به جای بهتری مبدل شده هست؟””وضع امروز لیبی امید بخش نیست. زیادی از ما [فرماندهان سابق] بر آن چه گذشت افسوس می خوریم زیرا هرگز فکر نمی کردیم چنین وضع بدی پیش آید». بی شک، امروز لیبی یک کشور تکه تکه و بدون دولت مرکزی هست. مضاف بر این، دو دولت مدعی -یکی در طرابلس که از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نمی توان و دیگری در شهر البیضا که به رسمیت شناخته شدن آن از سوی جامعه بین الملل هیچ سودی برایش ندارد- مشغول دعوا می باشند. هم زمان، گروههای مختلفِ ترور، عرصه را در لیبی به دست می گیرند. پرخطر ترین آنان، حکومت اسلامی [داعش] هست که تا به حال در سه شهر درنه در شرق، سرت در مرکز و صبراته در غرب نفوذ کرده اند.

زیادی از لیبیایی ها این روزها به قیاس شرایط کشور و زندگی شان با زمان حکومت قذافی می پردازند.”

«۴ سال پس از قذافی، لیبی یک دولت فروپاشیده است»

سایت فارسی «یورونیوز»، در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۶، در گزارشی با عنوان«لیبی؛ ۵ سال بدون قذافی»، وضعیت فلاکت بار لیبی را چنین گزارش کرد:

” “” پنج سال پس از سرنگونی معمرقذافی، هرج و مرج سیاسی همچنان بر این کشور سایه انداخته، از جانب دیگر، اسلام گرایی تندرو، به ویژه داعش لیبی را نیز مثل دیگر کشور های منطقه تهدید می کند. فائز السراج، نخست وزیر کنونی لیبی و ریاست دولت اتخاد ملی که جدیدا با فرانسوا اولاند، رییس جمهوری فرانسه دیدار کرده هست، مورد پشتیبانی سازمان ملل متحد قرار دارد، اما در عمل، بجز بخشهایی در غرب، هیچ منطقه ای از لیبی را کنترل نمی کند.

بخش گسترده ای از نواحی شرق لیبی در کنترل ژنرال ارتش لیبی “خلیفه حفتر” قرار دارد. جنوب غربی هم در اختیار قبایل طوراق هست. اما وضع پیچیده تر از این هست؛ در منطقه های تحت مدیریت ژنرال حفتر و «ارتش ملی لیبی»، قبیله توبو هم حکم می راند.

«سالگرد انقلاب: وضعیت ترسناک است»

در غرب هم شبه نظامیان فجر لیبی، بعنوان بازوی نظامی دولتِ طرابلس شرایط را کنترل می کنند. فجر لیبی از آن دسته گروههای اسلامگرایی هست که به «میانه رو» مشهورند و غرب تمایلی به همکاری با آنهاست. بخش وسیع ای از شمال لیبی را هم نیروهای همپیمان با داعش کنترل می کند.

طرابلس در کنترل چه کسی می باشد؟ سرنوشت سیاسی لیبی همچنان در ابهام هست.”

«پشیمانی از انقلاب؟ لیبی پس از قذافی»

وب سایت آمریکایی «اینفو وارز» به نقل از گزارش تحقیقاتی شبکه سی ان ان در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷ از  “شیوع وسیع بازارهای «برده فروشی» در لیبی و «نسل کشی» سیاهپوستان در این کشور، ۶ سال پس از سرنگونی دولت قذافی از طریق شورشیان مورد پشتیبانی ناتو، اطلاع داد.

اگر بخواهیم وضع لیبی را در امروز(ژانویه ۲۰۱۸) در یک جمله چکیده کنیم، لیبی امروز نسخه ای از یک «دولت فروپاشیده»(failed state) ) هست که تنها کمی از سومالی(که سارقان دریایی و راهزنان و گانگسترها در عمل بر آن حکومت می کنند) خوب تر هست.

«۵ سال هولناک: لیبی در پنجمین سالگرد قایم مورد پشتیبانی غرب برای سرنگونی قذافی»

لیبی دوران قذافی مطمئنا دچار مشکلات عدیده ای بود. دیکتاتوری ۴۲ ساله قذافی مسبب زیادی از مشکلات و معضلات بزرگ برای مردم لیبی بود و خودرایی و خودکامگی، رفتارهای غیرعقلانی و انفجاری، تصمیم های خلق الساعه، قبیله گرایی و خاندان سالاری و چندین مشکل بزرگ دیگر موجب ایجاد ناخشنودی ها و اعتراضاتی در مردم لیبی گردید که در زیادی مواقع به حق بود.

لیکن لیبی دوران «سرهنگ»، هیچ گاه آن جای سیاه و وحشتناکی نبود که رسانه های جریان کلیدی غربی، به وسیله موضع های مستقل و ناهماهنگ او با نظام سلطه در گذشته جلوه می دادند. « «هیولاسازی» سنگین و وسیع از قذافی در رسانه های غربی، هیچ گاه، حتی وقتی که سرهنگ راه اشتباه تسلیم در مقابل غرب را در پیش گرفت و امتیازهای بنیادین به آمریکا و متحدانش داد، کاهش نیافت.

اگر چه هیچکس توان ندارد و نباید منکر مشکلات و نقایص سامانه حکومتی قذافی باشد (به مثل زیادی دیگر از سامانه های حکومتی دنیا و حتی خود کشور های غربی)، لیکن آن «احساس» غلیظ خفقان و سرکوب و نا عدالتی و فقر و نداری و فساد و… با آن شدت و ظرفیت که در ۲۰۱۱ شکل مسلحانه به خود گرفت، عموما حاصل کارزار رسانه ای-تبلیغانی-سیاسی سنگین دولتهای غربی بر بر علیه حکومت سرهنگ بود.

برای جلوگیری از اطناب کلام، تنها از باب اینکه عکس دوران قذافی را کامل تر(نقص ها در کنار حسن ها) ببینیم، تنها به ۱۶ حقیقت در مورد زندگی در لیبی، تحت حکومت قذافی اشاره می کنیم که هیچ گاه جایی برای انتشار در رسانه های جریان کلیدی غربی نیافت:

۱. ۱.

۲. در لیبی چیزی به اسم قبض برق وجود نداشت؛ هزینه برق برای همه رایگان بود.

۳.

۴. چیزی به اسم بهره ی بانکی وجود نداشت؛ همه ی بانک ها موظف بودند وام هایی بدون بهره (صفر درصد) به درخواست کنندگان بدهند.

۵. ۳. داشتن خانه یک حق معروف برای همه ی لیبیایی ها بود.

۶. ۴.

۷. هر زوجی که تازه ازدواج کرده بودند از دولت ۶۰ هزار دلار برای خرید آپارتمان و آغاز زندگی هدیه می گرفتند.

۸. ۵.

۹. هزینه ی تعلیم و بهداشت در لیبی رایگان بود.

۱۰. پیش از دوره ی «معمر قذافی» ٢۵ درصد مردم باسواد بودند و پس از آن، تا دوره ی کنونی، شمار باسوادان به ٨٣ درصد دست یافته بود.

۱۱. ۶.

۱۲. اگر یک لیبیایی قصد داشت کشاورزی کند، زمین کشت وکار، خانه، سازوبرگ، بذر و دام برای آغاز کار بصورت رایگان به وی داده می گردید.

۱۳.

۱۴. اگر یک شهروند لیبیایی به ابزارها پزشکی مورد نیازش درون لیبی دست پیدا نمی کرد، دولت بهای معالجه و ماندن او در بیرون از کشور را تا ٢٣٠٠ دلار در ماه متقبل می گردید.

۱۵. ۸.

۱۶. اگر یک شهروند لیبیایی خودرو می خرید، نیمی از بهای آنرا دولت می پرداخت.

اشتراک گذاری خبر

WhatsApp
Telegram
X
Facebook
LinkedIn
Skype
Email
Print

هرمزبان

اخبار دیگر رسانه ها صرفاً به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آنها، الزاماً بیانگر دیدگاه های هرمزبان نیست. پایگاه خبری هرمزبان وابسته به هیچ نهاد و سازمانی نیست و با هزینه های شخصی اداره می شود. این پایگاه دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و در چارچوب قانون مطبوعات و قوانین جاری کشور به اطلاع رسانی و فعالیت خبری می پردازد. صاحب امتیاز و مدیرمسئول: مهدی کمالی وبگاه شخصی: MahdiKamali.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیگر اخبار سایت:

برگزاری جلسه ستاد دهه فجر آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس

هرمزبان – جلسه ستاد دهه فجر آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس، صبح امروز با حضور دکتر علی یگانه، مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک، معاونین و اعضای ستاد در دفتر مدیریت برگزار شد و برنامه‌های ویژه این ایام در مدارس ناحیه یک مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

ادامه خبر »

نظارت بالینی آموزشی بر فرآیند یاددهی و یادگیری در مدارس دکتر حسابی و پویش ناحیه یک بندرعباس

هرمزبان – نظارت بالینی آموزشی با حضور کارشناسان و سرگروه‌های درسی متوسطه دوم نظری در مدارس ناحیه یک بندرعباس با هدف ارتقای کیفیت آموزش و بهبود فرآیند تدریس برگزار شد.

ادامه خبر »

میزبانی ناحیه یک بندرعباس از ارزیابی تخصصی مدیران و کارکنان تربیتی مدارس استان

هرمزبان – آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس میزبان فرآیند ارزیابی کارکنان تخصصی مدارس شامل مدیران، معاونان، مربیان امور تربیتی و مراقبین سلامت مناطق مختلف استان هرمزگان بود که با حضور ارزیابان حرفه‌ای استانی برگزار شد.

ادامه خبر »
بازدید مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان از روند برگزاری آزمون پایش کیفیت آموزشی در مدارس متوسطه دوم ناحیه یک بندرعباس

بازدید مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان از روند برگزاری آزمون پایش کیفیت آموزشی در مدارس متوسطه دوم ناحیه یک بندرعباس

هرمزبان – آزمون هماهنگ پایش کیفیت آموزشی مدارس متوسطه دوم عادی دولتی و شبانه‌روزی استان هرمزگان، با هدف سنجش وضعیت آموزشی دانش‌آموزان، در حال برگزاری است و هم‌زمان با اجرای این آزمون، مسئولان استانی و ناحیه‌ای از حوزه‌های امتحانی بازدید کردند.

ادامه خبر »

ستاری‌فرد: خدمت به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی است

هرمزبان – دکتر صادق ستاری فرد مشاور مدیرعامل پالایشگاه نفت بندرعباس در آیین تحویل اقلام توان‌بخشی به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، خدمت به این قشر از جامعه را فراتر از یک مسئولیت اداری و در زمره وظایف انسانی و اخلاقی دانست.

ادامه خبر »

الهام پوردهقان: نگاه به دانش‌آموزان دارای نیازهای ویژه باید مبتنی بر توانمندسازی و مسئولیت‌پذیری باشد

هرمزبان – دکتر الهام پوردهقان معاون دادستان مرکز استان هرمزگان در مراسم تحویل اقلام توان‌بخشی به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، بر لزوم تغییر نگاه از دلسوزی صرف به برنامه‌ریزی هدفمند و توانمندسازی این دانش‌آموزان تأکید کرد.

ادامه خبر »
آیین تحویل اقلام توان‌بخشی به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در هنرستان دخترانه مهر برگزار شد

آیین تحویل اقلام توان‌بخشی به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در هنرستان دخترانه مهر برگزار شد

هرمزبان – آیین تحویل اقلام توان‌بخشی به دانش‌آموزان با نیازهای ویژه با مشارکت دستگاه‌های اجرایی و صنعتی استان و با هدف حمایت از جامعه دانش‌آموزی استثنایی، در هنرستان دخترانه مهر برگزار شد و جلوه‌ای از همدلی و توجه به توانمندسازی این دانش‌آموزان را به نمایش گذاشت.

ادامه خبر »

به روایت تصویر/ آغاز جام اقتدار ایران در ناحیه یک بندرعباس؛ میدان ورزش، یادمان شهدای دانش‌آموز

هرمزبان – آیین افتتاحیه مسابقات ورزشی «جام اقتدار ایران» یادواره ۳۴ شهید دانش‌آموز جنگ تحمیلی، همزمان با گرامیداشت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با حضور مسئولان، فرهنگیان و دانش‌آموزان در آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس برگزار شد؛ رویدادی که با هدف ترویج نشاط، همدلی و پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت در میان نسل نوجوان، جلوه‌ای از پیوند ورزش، هویت ملی و ارزش‌های انقلابی را به تصویر کشید.  /عکاس: مهدی کمالی

ادامه خبر »

افتتاح مسابقات ورزشی جام اقتدار ایران در ناحیه یک بندرعباس به یاد شهدای دانش‌آموز

هرمزبان – آیین افتتاحیه مسابقات ورزشی «جام اقتدار ایران» یادواره ۳۴ شهید دانش‌آموز جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و گرامیداشت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با حضور مسئولان، دانش‌آموزان و فرهنگیان در آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس برگزار شد. این مسابقات با هدف ترویج روحیه همدلی، نشاط و پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت در میان نسل نوجوان اجرا می‌شود.

ادامه خبر »