غزلیات حافظ شیرازی اشعار حافظ عزل حافظ

غزل شماره 112 حافظ/ دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

هرمزبان – غزل شماره 112 حافظ شیرازی با مصرع آغازین «دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد» را می توانید در ادامه مطالعه کنید.

آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
صبر و آرام توانَد به منِ مسکین داد

وان که گیسویِ تو را رسمِ تَطاول آموخت
هم تواند کَرَمَش دادِ منِ غمگین داد

من همان روز ز فرهاد طمع بُبریدم
که عنانِ دلِ شیدا به لبِ شیرین داد

گنجِ زر گر نَبُوَد، کُنجِ قناعت باقیست
آن که آن داد به شاهان، به گدایان این داد

خوش عروسیست جهان از رهِ صورت لیکن
هر که پیوست بدو، عمرِ خودش کاوین داد

بعد از این دستِ من و دامنِ سرو و لبِ جوی
خاصه اکنون که صبا مژده فروردین داد

در کفِ غصه دوران، دلِ حافظ خون شد
از فراقِ رُخَت ای خواجه قوامُ الدین، داد

 

سایر غزلیات حافظ:

غزل شماره 71 حافظ/ زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست

غزل شماره 72 حافظ/ راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست

غزل شماره 73 حافظ/ روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست

غزل شماره 74 حافظ/ حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست

غزل شماره 75 حافظ/ خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست

غزل شماره 76 حافظ/ جز آستان توام در جهان پناهی نیست

غزل شماره 77 حافظ/ بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت

غزل شماره 78 حافظ/ دیدی که یار، جز سَرِ جور و ستم نداشت

غزل شماره 79 حافظ/ کنون که می‌دمد از بوستان نسیمِ بهشت

غزل شماره 80 حافظ/ عیبِ رندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه سرشت

غزل شماره 81 حافظ/ صبحدم مرغِ چمن با گلِ نوخاسته گفت

غزل شماره 82 حافظ/ آن تُرک پری چهره که دوش از بَرِ ما رفت

غزل شماره 83 حافظ/ ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت

غزل شماره 84 حافظ/ ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت

غزل شماره 85 حافظ/ شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت

غزل شماره 86 حافظ/ ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت

غزل شماره 87 حافظ/ حُسنت به اتفاقِ مَلاحت جهان گرفت

غزل شماره 88 حافظ/ شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت

غزل شماره 89 حافظ/ یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

غزل شماره 90 حافظ/ ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

غزل شماره 91 حافظ/ ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

غزل شماره 92 حافظ/ میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

غزل شماره 93 حافظ/ چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت

غزل شماره 94 حافظ/ زان یارِ دلنوازم شُکریست با شکایت

غزل شماره 95 حافظ/ مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت

غزل شماره 96 حافظ/ دردِ ما را نیست درمان الغیاث

غزل شماره 97 حافظ/ تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج

غزل شماره 98 حافظ/ چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت

غزل شماره 99 حافظ/ دلِ من در هوایِ روی فَرُّخ

غزل شماره 100 حافظ/ دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد

غزل شماره 101 حافظ/ شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

غزل شماره 102 حافظ/ دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

غزل شماره 103 حافظ/ روز وصلِ دوستداران یاد باد

غزل شماره 104 حافظ/ جمالت آفتابِ هر نظر باد

غزل شماره 105 حافظ/ صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد

غزل شماره 106 حافظ/ تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

غزل شماره 107 حافظ/ حُسن تو همیشه در فزون باد

غزل شماره 108 حافظ/ خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد

غزل شماره 109 حافظ/ دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

غزل شماره 110 حافظ/ پیرانه سَرَم عشقِ جوانی به سر افتاد

غزل شماره 111 حافظ/ عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد

بستر درج آگهی تُوار

درباره تحریریه خبر هرمزبان

اخبار دیگر رسانه ها صرفاً به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آنها، الزاماً بیانگر دیدگاه های هرمزبان نیست. ---- صاحب امتیاز و مدیرمسئول: مهدی کمالی وبگاه شخصی: MahdiKamali.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *