
این بود که نزد بهزاد رفتم و به او گفتم که دیگر نمیخواهم به این ارتباط خیابانی ادامه بدهم؛ اما بهزاد وقتی حرفهای مرا شنید تهدیدم کرد که دیگر نمیگذارد من با کسی ازدواج کنم اگرچه آن روز حرف هایش را جدی نگرفتم، ولی او با خواهرم تماس گرفته و او را نیز تهدید کرده بود که اگر به ارتباطم ادامه ندهم آینده ام را نابود میکند. او آن قدر از انتشار تصاویر خصوصی ام در فضاهای مجازی گفته بود که خواهرم از شدت نگرانی دست و پایش میلرزید، با وجود این من تصمیم خودم را گرفته بودم و نمیخواستم بار دیگر طعمه هوسرانیهای او باشم، اما از آن روز به بعد بهزاد به همراه دوستانش من و خواهرم را تعقیب میکردند و همواره در اطراف منزلمان پرسه میزدند یا از طریق تلفن برای من و خواهرم ایجاد مزاحمت میکردند. در یک دو راهی وحشتناک قرار گرفته بودم از سویی میدانستم بهزاد نه تنها قصد ازدواج با مرا ندارد و دارای مشکلات اخلاقی است بلکه فقط به خاطر هوسرانی هایش مرا دوباره به دام خودش میکشاند از سوی دیگر نیز میترسیدم خانواده ام در جریان این ارتباط مخفیانه قرار بگیرند یا تصاویری را که در کنار بهزاد گرفته ام در فضاهای اجتماعی ببینند و رسوایی بزرگی به بار بیاید. این گونه بود که با همفکری خواهرم تصمیم گرفتم به دایره مددکاری اجتماعی کلانتری بیایم تا راهی قانونی برای رهایی از این مشکل پیدا کنم.
شایان ذکر است به دستور سرگرد قاسم احمدی (رئیس کلانتری سیدی) تلاش ماموران انتظامی با دستور قضایی برای احضار بهزاد به کلانتری آغاز شد و پرونده دختر جوان نیز توسط مشاوران و مددکاران اجتماعی مورد بررسیهای کارشناسی قرار گرفت.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی
منبع:خراسان
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید









