گروه بینالملل خبرگزاری فارس – مهدی پورصفا: «سون تزو» استراتژیست نظامی عصر چین باستان در کتاب خود با نام «هنر رزم» اصل اساسی هر حاکمیتی را تسلط بر زمین میداند و مهمترین ابزار حاکمیت بر زمین را داشتن نیروی نظامی قدرتمند تا بتواند تسلط بر آن را تضمین کند.
اصل قدیمی سون تزو در دنیای جدید نیز همچنان حکمفرماست و تنها فرق آن این است که حالا قلمرو هوایی و دریایی نیز به آن اضافه شده است. رژه چندی پیش ارتش چین در مراسم سالگرد هفتادمین سالروز تشکیل حکومت کمونیستی در چین نشان داد که دولتمردان چینی نیز آن را درک کردهاند.
اصلی که در پس پرده نمایش موشک DF-۴۱ قدرتمندترین سلاح بالستیک چینیها با برد ۱۲۰۰۰ کیلومتر به خوبی خود را نشان میداد.
بودجه نظامی چین تا ۲۰۴۰
چینیها بنا بر آمار صندوق بین المللی پول و بانک جهانی هم اکنون دومین اقتصاد قدرتمند دنیا هستند و بنا بر برخی پیشبینیها تا سال ۲۰۴۰ میتوانند به بزرگترین اقتصاد دنیا تبدیل شوند. با این حال در حوزه نظامی پیش بینیها کمی دشوارتر است.
بر اساس دادههای موسسه تحقیقات صلح بینالملل در استکهلم هزینههای دفاعی چین طی سه دهه گذشته در حدود ۲ درصد تولید ناخالص داخلی محدود بوده است. اگر این سطح حفظ شود با فرض تولید ناخالص ۳۰ هزار میلیارد دلاری در سال ۲۰۴۰ بودجه دفاعی چینیها میتواند تا ۶۰۰ میلیارد دلار افزایش یابد. در صورتی که میزان بودجه نظامی تا ۴ درصد زیاد شود این عدد هم دو برابر خواهد شد.
امکان این که دولتمردان چینی بخواهند میزان بودجه نظامی را در شرایط غیر نظامی بیشتر افزایش دهند بعید است، چرا که دولت چین هر سال سهم بزرگی از درآمدهای خود را به رفاه اجتماعی اختصاص میدهد. این رقم در سال ۲۰۱۳ به ۴۳ درصد کل بودجه دولتی میرسید و از آن زمان تاکنون به صورت مرتب در حال افزایش است. البته تنها چینیها نیستند که در افزایش رقم بودجه دفاعی با احتیاط عمل میکنند. بزرگترین رقیت چینیها یعنی آمریکاییها نیز با محدودیتهای جدی در افزایش بودجه روبه روست. به عنوان مثال در حالی هم اکنون رقم بودجه نظامی آمریکا به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار میرسد با فرض ادامه یافتن مسیر فعلی، بودجه نظامی آمریکا در سال ۲۰۴۰ کمی بیش از ۱.۱ تریلیون دلار خواهد بود.
به این ترتیب روشن است که دو رقیب تا دندان مسلح مسیر یکسانی را در پیش دارند.
دعوا بر سر اقیانوس آرام
نکته اساسی اینجاست که چین به مراتب مشکلات کمتری نسبت به رقیب آمریکایی خود در سطح جهان دارد. آمریکا در طول سالهای گذشته و علی رغم تلاش فراوان نتوانسته از تعهدات نظامی خود در نقاط مختلف دنیا کم کند.
به عنوان مثال همچنان دخالت آمریکا در منطقه خاورمیانه به عنوان منبعی از تنش بالقوه باقی مانده که خروج دولت ترامپ از برجام آن را پیچیدهتر نیز کرده است. بر اساس یک تخمین محافظهکارانه آمریکا هم اکنون نزدیک به ۳۰ درصد منابع خود را در منطقه اقیانوس آرام و مابقی آن را در بقیه نقاط دنیا از جمله خاورمیانه متمرکز کرده است. این در حالی است که چین نزدیک به ۷۰ درصد توان دفاعی خود را در منطقه اقیانوس آرام متمرکز کرده است. مطالعات شورای امنیت ملی آمریکا نشان میدهد که اگرچه تا سال ۲۰۳۰ همچنان توانمندی دفاعی آمریکا میتواند از چین بالاتر باشد اما این شکاف از آن تاریخ به شدت کاهش خواهد یافت.
نگاهی تفکیکی در حوزههای گوناگون به خوبی نشان میدهد که هراس آمریکاییها از چینیها به هیچ عنوان بیدلیل نیست.

شاخصهای نظامی کدام یک را برنده میدانند؟
برای مقایسه قدرت نظامی دو طرف میتوان چند شاخص را در نظر گرفت. یکی از مهمترین این شاخصها توان زیردریاییها در منطقه اقیانوس آرام است. بر اساس اطلاعات مندرج در بودجه دفاع ملی آمریکا نیروی دریایی این کشور تا سال ۲۰۴۰ بین ۴۲ تا ۵۷ زیردریایی هستهای از کلاسهای گوناگون در اختیار خواهد داشت. اگر آمریکا ۶۰ درصد از زیر دریاییهای هستهای خود را به منطقه پاسیفیک اختصاص دهد، ۲۵ تا ۳۴ فروند زیردریایی هستهای خواهد داشت.
در مقابل چینیها با اختصاص ۷۰ درصد از توان خود ۳۴ تا ۵۲ زیردریایی خواهند داشت. البته تعداد بیشتر به معنای برتری نیست. توانمندیهای تهاجمی چینیها به شدت کمتر از آمریکاییها است. موشکهای زیر دریایی پرتاب JL-۲ چینی هنوز از مشابه آمریکایی خود یعنی ترایندت عقبتر هستند و سیستمهای پیشرفته رانش چینیها هنوز در مراحل آزمایشی هستند.
نگاهی به ظهور اژدهای شرق (۱) | سیاست مهار؛ انتخاب قطعی واشنگتن در مقابل پکن
در حوزه ناوشکنهای رزمی اوضاع به نفع آمریکاییها است. نیروی دریایی آمریکا هم اکنون نزدیک به ۶۲ ناوشکن از کلاس ارلی برگ و تیکاندرو در اختیار دارد. تا سال ۲۰۴۰ ناو شکنهای آمریکایی به ۶۵ فروند افزایش خواهند یافت که با فرض اختصاص ۶۰ درصد آن به منطقه اقیانوس آرام آمریکاییها ۳۹ ناوشکن خواهند داشت.
در مقایسه چینیها احتمالاً ۳۰ ناوشکن خواهند داشت. در مقایسه چینیها در سال ۲۰۴۰ نزدیک به ۳۶ ناوچه در مقابل ۹ ناوچه آمریکاییها خواهند دشت. به این ترتیب برتری در این حوزه نیز با آمریکاییها است.
در حوزه ناوهای هواپیما بر اگرچه چینیها به شدت از آمریکاییها عقب هستند، اما تلاش میکنند که عقب ماندگی خود را جبران میکنند. آمریکاییها تا سال ۲۰۴۰ در این منطقه ۷ ناو هواپیما بر خواهند داشت که میتواند خطر بزرگی برای سیادت دریایی چینیها باشد.
اگرچه در حوزه دریایی آمریکاییها میتوانند برتری نسبی خود را حفظ کنند اما در حوزه جنگندهها و توان هوایی برتری نسبی با چینیها است. آمریکاییها تا سال ۲۰۴۰ در این منطقه ۳۰۰ فرونده جنگنده خواهد داشت در مقابل چینیها نزدیک به ۲۰۰۰ هزار جنگنده در این منطه مستقر خواهند که برای یک برتری تمام عیار کافی است.
این در حالی است که ما پیشرفتهای چین را در حوزههایی همچون موشکهای بالستیک ضد کشتی و موشکهای کروز در نظر نگیریم. با در نظر گرفتن این موارد دلایل نگرانی آمریکاییها به خوبی روشن میشود.
چینیها زرادخانه هستهای خود را بیمه میکنند
در حوزه هستهای بر خلاف آمریکاییها چینیها به هیچ عنوان به دنبال کمیت بیشتر نیستند. در حقیقت از ابتدا نیز چینیها فراهم آوردن نوعی محافظت در مقابل تهاجم هستهای را هدف خود قرار داده بودند.
از همین رو زرادخانه هستهای چینیها از ابتدای قرن ۲۱ تا کنون در سطح ۳۰۰ کلاهک هستهای ثابت باقی مانده است. در مقابل چینیها تلاش کردهاند تا توان تحمل ضربه اول هستهای را حفظ کنند. این مسئله به معنای این است که زیرساختهای حیاتی و نظامی این کشور و همچنین سیستمهای هدایت و فرماندهی باید بتوانند در مقابل اولین ضربه هستهای از طرف هر کدام از قدرتهای هستهای مقاومت کنند.
از همین رو است که از دهه ۹۰ چین دست به ساخت بزرگترین شبکه زیر زمینی تونلهای زیر زمینی زده است. مسئولیت ساخت این تجهیزات زیر زمینی بر عهده لشگر دوم توپخانه چین است و به هزاران کیلومتر میرسد. این مسئله امکان فوق را به ارتش چین میدهد تا موشکهای بالستیک خود را به صورت مرتب بین پایگاههای زیرزمینی جابجا کند و مقرهای فرماندهی خود را در مقابل هر ضربهای حفظ کند.
از دهه ۸۰ میلادی به بعد زمانی که چینیها توانستند با موشکهای DF-۵ برد موشکهای سوخت مایع خود را به آمریکا برسانند، تقویت توان مانور و هدف گیری موشکهای هستهای را در دستور کار خود قرار دارند.
سرمایهگذاری بر موشکهای سوخت جامد که توانمندی آمادهسازی در حداقل زمان ممکن را دارند و همچنین افزودن قابلیت حمل و نقل سریع از جمله اقدامات چینیها بوده است. نقطه اوج این توانمندیها موشک DF-۴۱ است. این موشک توانمندی هدف قراردادن تمام خاک آمریکا را دارد.
از سوی دیگر موشک فوق میتواند در مدت کمتر از یک ربع آماده شلیک شود و همین مسئله ردیابی آن را سختتر میکند. البته در این میان چین در رسیدن به این توانمندیها تنها نبوده است. در سالهای گذشته روسیه تجربیات فراوانی را از توسعه موشکهای بالستیک سوخت جامد از جمله توپول را در اختیار چینیها قرار داده است.
چینیها امیدوارند بتوانند با استفاده از این موشک سپر دفاع موشکی آمریکاییها را دور بزند. از سوی دیگر برای مقابله با سپر دفاع موشکی آمریکاییها چینی توسعه سلاحهای هایپرسونیک را در دستور کار خود قرار دادهاند.
یکی از این سلاحها که برای شلیک از موشکهای بالستیک توسعه یافته است در رژه روز ملی چینیها رونمایی شد.
در طرف مقابل آمریکاییها تنوع بسیار فراوانی به سلاحهای اتمی خود دادهاند و امیدوارند که بتوانند با استفاده از آن در مدت کوتاهی توانمندی تسلیحاتی چینیها را منهدم کنند. مهمترین قابلیت آمریکاییها تکیه برسلاحهای بالستیک موشکهای زیر دریایی پرتاب است که همچنان نقطه ضعف چینیها به شمار میرود.
خروج آمریکا از پیکان موشکهای بالستیک میان برد نیز از سوی کارشناسان مقدمهای برای محاصره چین توسط موشکهای بالستیک چینی ذکر میشود.

نبردهایی در سایه
در حوزه تسلیحات نوین و فضایی نیز رقابت سختی بین دو کشور در جریان است. چینیها نشان دادهاند که در حوزه سلاحهای سایبری به توانمندیهای بالایی دست یافتهاند که به آنها اجازه میدهد زیر ساختهای حیاتی آمریکایی را هدف قرار دهند.
در کنار این توسعه سلاحهای ضد ماهواره چینی نیز تهدید بزرگی برای طرف آمریکایی است. چین یک بار و با استفاده از موشک بالستیک یک ماهواره هواشناسی خود را منهدم کرد که با واکنش آمریکایی در انهدام یک ماهواره سرگردان با موشک sm-۳ روبه رو شد.
هم اکنون آمریکاییها با فرمان ترامپ نیروی فضایی خود را افتتاح کردهاند تا بتوانند توانمندیها فضایی خود را با دقت بیشتری در فضا مستقر کنند. در این میان روسها به دلیل محدودیت منابع مالی توانمندی رقابت با آمریکاییها را ندارند، اما در مقابل طرف چینی میتواند حرفهای بسیاری در این باره برای زدن داشته باشد.
از آنجا که این حوزه فضای جدیدی در نبردهای نوین محسوب میشود هنوز زورآزمایی جدی در این باره انجام نشده اما در آینده میتوان انتظار اقدامات جدیتری را داشت.
وقتی قدرت چین آمریکا را محتاط میکند
با در نظر گرفت تمام موارد فوق میتوان گفت که تا ۲۰ سال آینده تلاش برای رسیدن به نوعی توازن بین چین و آمریکا در حوزه نظامی ادامه خواهد داشت.
با این حال این رقابت آمریکا را وادار خواهد کرد تا تمرکز خود را بر سایر مناطق دنیا کاهش دهد. این مسئله میتواند تغییرات شگرفی در سیاست خارجی آمریکا ایجاد کرد که برخی نشانههای آن در خاورمیانه پیداشت.
شاید از همین رو است که ترامپ دیگر عجلهای برای واکنش در مقابل حمله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی ندارد.
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














