به گزارش پایگاه خبری هرمزبان اخبار هرمزگان به نقل از خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، کیومرث یزدانپناه که هم اکنون عضو هیات علمی و مسئول بسیج اساتید دانشگاه تهران است اعتقاد دارد اثرگذاری دانشگاهها کاهش پیدا کرده و یک استاد بسیجی در دانشگاه میتواند اندازه هزاران دانشجو و استاد تاثیرگذار باشد.
وی که نماینده دفتر هماندیشی نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تهران هم بوده و عضویت در کارگروه ژئوپلیتیک در مرکز تحقیقات راهبرد دفاعی را هم در کارنامه اجرایی خودش دارد در خصوص برجام هم معتقد است که مسئله « برد-برد» در مذاکرات از لحاظ علمی کاملاً غلط است و برجام بهانهای بوده برای تعدیل جمهوری اسلامی ایران در نظام منطقهای و جهانی.
یزدانپناه که مدیر مسئولی مجله بین المللی ایران و معاونت پژوهشی کمیسیون علوم رفتاری و اجتماعی را هم برعهده داشته در حوزه مسائل اقتصادی برکناری دانش جعفری، فرهاد رهبر و شیبانی از بانک مرکزی را اشتباه بزرگ و نابخشودنی دولت احمدی نژاد میداند و میگوید اگر دانشجعفری در وزرات اقتصاد مانده بود اختلاس 3 هزار میلیاردی اتفاق نمیافتاد.
وی در بحث سیاسی هم معتقد است دموکراسیهای آزاد و احساسی دیگر برای جامعه ایران جواب نمیدهد و طرح نظام پارلمانی را البته با شروطی تائید میکند و از لاریجانی میخواهد این طرح را پیگیری کند، وی البته اعتقاد دارد که مجلس خاتمه فعالیت سیاسی «علی لاریجانی» خواهد بود.
متن کامل گفتوگوی خبرگزاری فارس با کیومرث یزدانپناه در ادامه آمده است:

فارس: این روزها به نظر میرسد که دانشگاه تهران و در کل بیشتر دانشگاهها فضای خیلی آرامی دارند و خیلی خبری از جنب و جوشها و فعالیتهای سیاسی در نیست، این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟
یزدانپناه: شاید این موضوع از یک لحاظ خوب باشد زیرا در فضای سیاسی وقتی فضای دانشگاه غبارآلود میشود یک عده از آب گلآلود ماهی میگیرند.
در کشورهایی مانند ایران که سیاستزدگی، هیجانزدگی و احساس شور وجود دارد در فضای غبارآلود نهایت بهرهبرداری سیاسی صورت میگیرد، آن هم در این زمان که دانشگاهها به معنای واقعی در حال پوستاندازی هستند. ولی اگر همه چیز سرجایش باشد این گروهها حساب کار خود را میکند.
* اثرگذاری دانشگاهها در کشور ما کاهش پیدا کرده است
فارس: به نظر شما اثرگذاری دانشگاهها در کشور ما کاهش پیدا کرده است؟
یزدانپناه: به نظرم درست است و در کشور ما اثرگذاری دانشگاهها واقعا کاهش پیدا کرده است. مقام معظم رهبری در دیدار امسال با اساتید جملهای گفتند که واقعا خیلی جالب بود. ایشان گفتند اساتید ولایت علمی داشته باشند. معظمله بالاترین اعتباری که میتوانستند به یک استاد و معلم بدهند را گفتند. اگر اساتید به این سمت بروند مسلما اثرگذاری دانشگاهها هم بیشتر خواهد شد.
این انتقاد وجود دارد که دانشگاهها مثل خیلی از مسائل دیگر در کشور در حال پوستاندازی هستند. این اگر خوب مدیریت شود فی نفسه اول به نفع دانشگاههاست و دوم بازگشت دانشگاهها به جایگاه واقعی خودشان و سوم به نفع جامعه است.
فارس: دانشگاه تهران بیشتر یک دانشگاه علمی است یا سیاسی؟
یزدان پناه: به اعتقاد من دانشگاه تهران بیشتر یک دانشگاه علمی است. در دانشگاه تهران به جرات میتوانم بگویم که 70 تا 75 درصد دانشجویان تنها به فکر این هستند که درس بخوانند و وارد بازار کار شوند. اساتید بالای 80 تا 85 درصد ذهنیت سیاسی ندارند.
دانشگاه تهران نزدیک 3 هزار هیأت علمی دارد، شاید از این سه هزار نفر به تعداد انگشتان دست در تریبونها و رسانهها فعالیت داشته باشند. اگر هم باشند در راس مدیریتی تاثیرگذار هستند.
* سیاستهای دولت اصلاحات دانشگاهها را زمین زد
سیاستهای دولت اصلاحات با شعار کاذب توسعه سیاسی واقعا دانشگاهها را زمین زد. در حالیکه جامعهای مثل ایران باید جامعه توسعهمحور اخلاق باشد نه توسعه سیاسی. توسعه سیاسی بدون اخلاق یعنی هرج و مرج، چیزی که ما در دهه 70 تجربه کردیم در 80 هم هرازگاهی خودش را نشان داد و در سال 88 در بدترین شکل خودش را نشان داد. این نشان میدهد که دانشگاه ابزاری است در دست سیاسیون.
خوشبختانه احساس میشود داریم از آن مراحل عبور میکنیم، اگر دانشگاهها خوب مدیریت شوند میتوانند به مرحله تاثیرگذاریشان برگردند. شبکههای اجتماعی یکی از مسائل تاثیرگذار در این راستاست و دیگری موضوع حرکت دانشجویان به سمت عقلانیت است. اینجا نقش پدرانه اساتید میتواند تاثیرگذار باشد. به اعتقاد من در دانشگاه استاد تاثیرگذاری بسیار بالایی دارد.

فارس: فعالیت بسیج اساتید در دانشگاهها را چگونه میبینید؟
یزدانپناه: بسیج اساتید تفاوتی که با سایر اقشار بسیج دارد این است که تقریبا 100 درصد آن نرمافزاری است و عملیاتی نیست.
شما یک صحنه نبرد تصور کنید یک لشکر توسط یک نفر فرماندهی میشود و این فرمانده ضرورتی ندارد ثانیه به ثانیه در خط نبرد حضور داشته باشد و تصمیماتی که میگیرد مهم است و البته اگر این یک نفر هم نباشد لشکر بیخاصیت میشود. در دانشگاهها هم اعتبار فرماندهی در نظام فکری بسیج دست اساتید است، بالاخره افسران جوان دنیای پیچیده امروز که دنیای سراسر نبرد فرهنگی است باید توسط همین فرماندهان جنگ نرم هدایت شوند.
* یک استاد بسیجی در دانشگاه میتواند اندازه هزاران دانشجو و استاد تاثیرگذار باشد
اعتقاد من این است در دانشگاهها یک استاد بسیجی به معنای واقعی حضور در صحنه تاثیر هزاران دانشجو و هزاران استاد را میتواند داشته باشد.
بسیج اساتید را باید متفاوت دید چون بیشتر به لحاظ بیانی تأثیرگذار است و هرچقدر اساتید پخته با سواد و با تجربه، متعهد و متخصص باشند تأثیرشان بر روی محیط دانشگاه، سایر اساتید و سیستم تصمیمگیری دانشگاهها و از همه مهمتر روی جوانانی که دانشجو هستند، میتواند بیشتر باشد.
فارس: علیرغم تاکید چندین باره مقام معظم رهبری بر روی مسئله تولید علم، به نظر میرسد دولت آنچنان که باید به این موضوع اهمیت نمیدهد، برای نمونه میبینیم تکلیف متصدی وزارت علوم چند ماه بعد از تشکیل دولت مشخص میشود، نظر شما در این رابطه چیست؟
یزدانپناه: ماهیت وزارت علوم به گونهای است که خیلی نباید متکی به یک فرد به عنوان وزیر باشد، چون یک وزارتخانه کاملا ستادی است و اعتبارش فقط در پایتخت است و ماموریت و مسئولیتها که کاملا تخصصی است در دانشگاهها دنبال میشود، بنابراین وزارت علوم از نهادهایی است که میبایست یک فکر جمعی کاملا علمی آنجا غلبه نظری، عملی و مدیریتی داشته باشد که متاسفانه این ضعف را مخصوصا در این دوره مشاهده میکنیم.
* وزارت علوم دولت روحانی بدترین دوره تاریخی خودش را ثبت کرد

با وجود اینکه وزارت علوم در دوره قبلی تجربه تلخی را داشته است تعجب میکنیم که چرا باید انتخاب وزیر علوم اینقدر طول بکشد. البته این حق طبیعی یک دولت است که فرد یا افرادی را در کابینه خودش بگذارد که در راستای تفکر سیاسی رئیس جمهور باشند اما اینکه در این راستا برخی از وزارتخانهها که ماهیت صددرصد تخصصی دارند قربانی یکسری عوامل، عناصر و فرایندهای سیاسی شود درست نیست که متاسفانه وزارت علوم 4 سال اخیر این فرایند را در پیش گرفته به گونهای که در دولت روحانی بدترین دوره تاریخی خودش را ثبت کرد. حتی میتوان گفت از دوره اصلاحات هم بدتر بود.
فارس: وزارت علوم در دولت اصلاحات را چگونه میبینید؟
یزدانپناه: در دوره اصلاحات آقای معین وزیر علوم بود، انصافا او فردی حرفهای بود در آن زمان من در دانشگاه تبریز تحصیل میکردم حضور وی در دانشگاه یک حضور دانشگاه پسند بود، درست است که تفکرات وی به چپ میخورد ولی یک تفاوت که با خیلی از وزرای دیگر داشت که البته آقای زاهدی در زمان تصدی وزارت علوم در دولت نهم هم آن را داشت این بود که حضور بسیار فعال و تاثیرگذاری در دانشگاه داشت، حضور این افراد هیچ وقت برای مداخله نبود بلکه به دنبال حل مساله و تقویت بنیانهای آموزش بود.

آقای زاهدی هم که وزیر علوم بود همین حالت را شاهد بودیم شاید بتوان گفت دوره معین و زاهدی 2 دورهای بود که دانشگاهها با رشد خوب علمی مواجه شدهاند. چون آنها به حاشیههای ترتیب اثر نمیدادند و مستقل عمل میکردند و خوب تصمیم میگرفتند. در دوران آقای زاهدی درخصوص جابجایی یکی از مدیران علیرغم اینکه از سوی رئیس جمهوری هم فشار وارد میشد وی استقلال خودش را حفظ کرد.
* نباید با علمیترین نهاد کشور سیاسی برخورد شود/ وزیرعلوم نباید تنها ماشین امضاء باشد
امروز از 70 هزار هیات علمی مسلما درصدی هم در طیف دولت فعلی هستند ولی میبینیم که انتخاب وزیر علوم مدتها طول میکشد و تمام گزینههایی هم که مطرح میشدند باعث التهاب و حساسیت میشد و نگرانیهای شدید ایجاد میکرد، روند به گونهای شده بود که خیلی از دانشگاهیان نبودن وزیر علوم را بهتر از بودن برخی گزینهها تلقی میکردند.
با علمیترین نهاد کشور نباید سیاسی برخورد شود، با نهاد علمی باید علمی برخورد شود، فردی باید وزیر علوم شود که مستقل عمل کند، نباید این طور باشد که وزیر تنها ماشین امضاء باشد و یک جریان پشت پرده تصمیمگیری نهایی را انجام دهند.
بزرگترین نگرانی که وجود دارد این است که جریان فکری دولت با این اقدامات به دنبال تحریک دانشجویان باشد و خدا کند که چنین چیزی نباشد و خدا کند هدف عصبانی کردن دانشجویان و بر هم زدن آرامش دانشگاهها نباشد و خدا کند ما شاهد تجربه سال 78 و 88 بواسطه این اتفاقات در دانشگاه نباشیم.
فارس: وضعیت فرهنگی دانشگاهها به ویژه دانشگاه تهران که شما در آن حضور دارید را چگونه میبینید؟
یزدانپناه: در حوزه فرهنگی دانشگاهها هم بخشی از جامعه هستند، دانشگاهها را نمیتوان جزیرهای نگاه کرد و حتی جامعه در حال حرکت به سمت یکسری هنجارها و الگوهایی است که هم خوانی با آرمانها و ارزشهای انقلاب و قانون اساسی کشور و بسیاری از هنجارهای سنتی و تاریخی و تمدنی ما ندارد.
* برخیها احساس میکنند دانشگاه یعنی ترقیخواهی به لحاظ ظاهری
پوشش در ایران خیلی با اسلام ارتباط ندارد، زنان و مردان ایرانی از قبل اسلام اهل پوشش بودند، همین الان مردمان کرد، ترک و بلوچ پوششهای خاص خودشان را دارند، بنابراین دانشگاهها مخصوصا دانشگاهای کلانشهرها متاثر از فضای فرهنگی جامعه و از همه مهمتر فضای فرهنگی خانوادههاست.

ما گاهی اوقات میبینیم که خانواده برخی دانشجویان به ما درخصوص سفت و سخت گرفتن حجاب دانشجو ایراد میگیرند، تصورشان این است که دانشگاه یعنی ترقیخواهی به لحاظ ظاهری.
اگر به صورت کلان بخواهیم نگاه کنیم انصافا فضای معیوب و ضدهنجاری و ضدارزشی در دانشگاه زیر 15 درصد است و بخش وسیعی از دانشجویان کاملا مقید هستند و رعایت میکنند، البته درصدی هم هستند که رعایت نمیکنند. عوامل متعددی هم برای این موضوع وجود دارد یکی این است که دانشگاهها کوتاهی میکنند یک مسئله هم به این برمیگردد که دانشگاهها و حوزه فرهنگی وزارت علوم برنامه و معیار مشخصی برای رعایت هنجارهای عملی ندارند.
* باید در دانشگاههای ایران شیوه مشخصی برای پوشش وجود داشته باشد
در خیلی از دانشگاههای دنیا شیوه پوشش مشخص شده است، چرا نباید در دانشگاههای ایران چنین چیزی باشد که متاسفانه دانشگاهها و وزارت علوم منشوری برای ایجاد یک هنجار مشترک در دانشگاهها ندارند که به نظر بنده این باید ایجاد شود.
مسئله مهمتر به نهادهای نظارتی برمیگردد، به اعتقاد ما نهادهای نظارتی مانند نهاد رهبری در دانشگاه و شورای عالی انقلاب فرهنگی از وظایف خود دور شدند و عملا تاثیرگذاری آنها در محیطهای دانشگاهی به حداقل ممکن رسیده است که بایستی یک بازبینی در این خصوص صورت گیرد.
بسیج برای پرهیز از حساسیتها خیلی نمیتواند در این رابطه ورود داشته باشد و اصلا جزو ماموریتهای بسیج هم نیست ولی همواره تشکلهای بسیجی دغدغه چنین مسائلی را دارند.
* نهادهای فرهنگی کشور منفعل شدهاند
یک بخشی از این مشکل هم بر نهادهای فرهنگی عمومی برمیگردد، بالغ بر 30 نهاد فرهنگی در کشور وجود دارد به نظر میرسد اینها یا منفعل شدند یا تشخیص درستی از شرایط موجود جامعه ندارند و خودشان را به طیف خاصی محدود کردند، به نظر من بخشی از این مساله هم به ضعف روحانیون برمیگردد که به عنوان متولیان انقلاب باید دست به کار شوند. طبیعتا در جامعه این موضوع درست شود دانشگاه هم خودش را اصلاح خواهد کرد.
* مسئله « برد-برد» در مذاکرات از لحاظ علمی کاملاً غلط است
فارس: به عنوان عضو هیات علمی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل سیاسی نظر شما در خصوص روند مذاکرات هستهای و برجام چیست؟
یزدانپناه: بنده از سال 92 که بحث مذاکرات هستهای شروع شد از معدود اساتیدی بودم که متناسب با تخصص و مطالعات و تجزیه و تحلیلهای خودم واقعاً نسبت به این مذاکرات نگران بودم.
بارها در سخنرانیها، میزگردها و رسانهها اعلام میکردم که شما وقتی میخواهید یک تعهد بینالمللی را امضا کنید همیشه باید سه بعد قضیه را با تمام قدرت و با دقت تمام مبنا قرار بدهید. یک بعد ماجرا، بحث سیاسی است. طبیعی است که یک فرایند سیاسیی آدم را به مسیری هدایت میکند. سیاست معمولاً عمومی است. ویژگیهای خاص خودش را دارد.
مطرح کردن بحث « برد-برد» یک عنوان کاملاً غلط علمی است. در رقابتی که در یک میدان برگزار میشود هر دو طرف نمیتوانند به یک میزان «برد» داشته باشند. این یک موضوع غلط است و فقط برای سرگرم کردن افکار عمومی و هدایت افکار عمومی است.
وجه دومی که میبایست در مذاکرات مورد توجه قرار میگرفت، بحث فنی است که بسیار خاص و ویژه هم هست و باید خیلی دقیق مورد بررسی قرار بگیرد.
در بعد سیاسی هر کس میتواند به اندازه توان خود اظهار نظر بکند، تمام شهروندان ایرانی که چیزی از برجام شنیده باشند تحلیل سیاسی متناسب با توانمندیهای خودشان دارند ولی در بعد فنی اینگونه نیست.
بحث فنی محصول دستاوردهای فکری، علمی و تخصصی در مورد موضوعی است که شما سالیان سال برای آن هزینه کردهاید و آن را به نوک قله رساندهاید. یعنی ایران داشت به سمت کشوری که دارای بازدارنده هستهای است، میرفت، ولو صلح آمیزش.
بنده در جاهایی که بیشتر مربوط به نهادهای نیروهای مسلح بود سخنرانی کردم و گفتم اگر با من بود موضوع هستهای را به سمت فناوری نظامی هستهای هدایت میکردم. کدام کشور است که بدش بیاید قدرتمند باشد هر کشوری آرزویش این است که قدرت لازم برای چانه زنی پیچیده داشته باشد.
فارس: آیا این گفته شما مغایر با فتوای مقام معظم رهبری نیست؟
یزدانپناه: البته در یکی از سخنرانیهایی که داشتم هم، شخصی اعتراض کرد که این موضوع مغایر با فتوای مقام معظم رهبری است و من گفتم بله مغایر است اما همه ما میدانیم که فتوا مشمول مرور زمان است، امروز ایجاب کرده که مقام معظم رهبری این فتوا را بدهند و همه ما هم میپذیریم ولی اگر در یک زمانی تمام کشورهای پیرامون ما مجهز این صلاح شدند آیا باز هم حرام است، مسلماً همین مرجع عالیقدر هم فتوای خود را تغییر خواهند داد.
* در زمان تحریمها با همه فشارها زندگی در کشور جریان داشت
از نظر فنی میلیاردها دلار برای بحث هستهای هزینه کردیم، خیلی خوب هم پیشرفت کردیم و تا نوک قله رسیدیم، ولو اینکه ما خیلی تحت فشار هم بودیم ولی زندگی جریان داشت و جامعه ایران گرفتار مرگ که نشده بود، سختیهایی وجود داشت ولی آیا راهش این بود که از لحاظ فنی صفر و صد بگیریم و هیچ پیشبینی برای آینده نکنیم.
کدام آدم عاقل میآید این همه دستاورد را دو دستی تقدیم طرفی کند که همه گونه امتحان خود را پس داده است؟ در همه حوزهها از سیاسی، امنیتی، اجتماعی و اقتصادی گرفته تا به خطر انداختن منافع ملی ایران در 40 سال اخیر.
* آمریکا زمانی که متحد ما بود برای شهروند ایرانی ارزش قائل نبود چه برسد به الان که دشمن ماست
شما احساس میکنید در دوران قبل از انقلاب، این که رژیم شاه ژاندارم منطقه بود برای ما ارزش ژئوپولتیک میآورد؟ به هیچ وجه چنین نبود. در آن زمان کشور ایران، کشوری کاملاً فرعی بود. فقط نفت ایران و موقعیت گذرگاهی خلیج فارس اهمیت داشت. حتی ارزش شهروندان ایرانی براساس قردادی که قرار بود به ایران تحمیل شود کمتر از حیوانات آمریکایی میشد. این آمریکا را ما تجربه کرده بودیم، آمریکا زمانی که متحد ما بود ارزش شهروند ایرانی این بود حال که دشمن ماست آیا به نفع ما کار میکند؟
* مسببان برجام باید در دادگاه تاریخ پاسخ دهند/ از لحاظ فنی در برجام کوتاهی کردیم
باید اینهایی که چنین فضایی را به وجود آوردند و با یک تعهدنامه یکطرفه به نام برجام حیثیت ملی را مخدوش کردند حداقل در محضر دادگاه تاریخ پاسخ دهند. ما از لحاظ فنی واقعاً در برجام کوتاهی کردیم به جامعه یک چیزی میگفتیم اما بیرون اتفاقات دیگری رخ میداد، دلسوزان نظام و کسانی که دغدغه داشتند هم بارها این مسائل را گوشزد کردند ولی با تمسخر و القاب توهینآمیز و القابی که فقط میشود آن را به ابتذال سیاسی در گفتمان سیاسی تعبیر کرد، برخورد میشد.
* در بعد حقوقی برجام هم سهلانگاریهای زیادی شد
بعد سومی که معمولاً در چنین مسائلی مانند مذاکرات مد نظر قرار میدهند بعد حقوقی موضوع است. شما در کوچکترین موارد میخواهید با هم یک رابطه را برقرار کنید یک قراردادی را تعریف میکنید، متأسفانه در بعد حقوقی برجام هم سهلانگاریهای زیادی شد.
به طور مثال کره شمالی کشور کوچکی است که وسعت آن به اندازه یکی از استانهای ماست. آنها هم مذاکرات 6 جانبه داشتند، آنها هم یکی از نیروگاههای خودشان را تخریب کردند که اعتماد طرف مقابل را جلب کند. اما به لحاظ حقوقی این هوش را داشتند که طرف مقابل به دنبال نابود کردن کره شمالی است و هستهای بهانهای بیش نیست به همین دلیل کنار کشیدند و مسیر خود را ادامه دادند و به یک قدرت اتمی تبدیل شدند.
آیا در کره شمالی که الان خیلی شدیدتر از ما هم تحریم شده زندگی جریان ندارد؟ البته سختیها طبیعی است و وجود دارد و درست هم این است که نباشد.
* برجام یک خطای فاحش تاریخی است
برجام یک خطای فاحش تاریخی است که نمیشود به همین سادگیها هم آن را جبران کرد، ما که دیگر به سرعت نمیتوانیم به توانمندی هستهای که در قبل از برجام داشتیم دست پیدا کنیم ولی میتوانیم اراده ملی را جایگزین این موضوع کنیم و به سمت توانمندسازی داخلی برویم و بنیانهای اقتصاد ایران را مقاوم کنیم تا با هر بادی نلرزد و نهالهای اقتصاد ملی را بر اساس اقتصاد مقاومتی تقویت کنیم، سهمی از بازار جهانی را به خود اختصاص دهیم، اگر بتوانیم 3 درصد بازار جهانی را به خود اختصاص دهیم حداقل از زیر این فشارها راحت میشویم.
* نباید به اتحادیه نامتعهد اروپا دل ببندیم
فارس: به نظر شما اتحادیه اروپا میتواند در مقابل بدعهدیهای آمریکا به ما کمک کند؟
یزدانپناه: به اعتقاد بنده اینکه بخواهیم فریب بخوریم و متکی شویم و دل ببندیم بر اتحادیه نامتعهد اروپایی، دوباره با مشکل روبرو خواهیم شد، شما تردید نکنید که کشورهای اروپایی در پنهان پیرو دیدگاههای آمریکاییها عمل خواهند کرد لذا به نظر من دولت باید در سیاستهای خود تجدید نظر اساسی داشته باشد و کاری کند که اعتماد ملت بازگردد و از این فضای بلاتکلیفی که حاکم شده خارج شویم وگرنه ممکن است مسئله برجام به یک بیماری سیاسی تبدیل شود و اعتماد مردمی، که مهمترین سرمایه کشور است را مخدوش کند.

متأسفانه دستهای ایران برای مقابله با آمریکا سر مسئله برجام بسته است ما به حدی در تنظیم این تعهد ضعیف عمل کردیم که هرگونه اقدام ما در خصوص برجام تاثیر تبلیغاتی دارد و خیلی برای اینکه اقدام موثری انجام دهیم دست ما باز نیست.
در نهایت ما میخواهیم بگوئیم از توافق خارج میشویم و به کار خود ادامه خواهیم داد ولی اما فعالیتهای هستهای که 4 سال است متوقف شده است و تمام زیرساختهای آن از کشور خارج شده و بتون به جای آن ریخته شده است به همین راحتی میتواند بازگردد؟ شاید میلیاردها دلار لازم باشد تا بخواهیم به نقطه قبل بازگردیم و از نظر فنی خیلی امکان پذیر نیست.
از نظر حقوقی، قطعنامه 2231 موارد متعددی به لحاظ حقوقی پیش پای ما قرار داده است که خروج از هرکدام ممکن است مساوی با تحریمهای جدید و بسیار سخت علیه جمهوری اسلامی باشد بنابراین مشکلاتی بر سر راه ما وجود دارد و برداشت من این است که سیاستهای دولت برای خروج احتمالی آمریکا از برجام سیاستهای تبلیغاتی و اثرات راهبردی چندانی نخواهد داشت.
* آمریکا همین الان هم از برجام خارج شده است
آمریکا اگر اعلام رسمی هم نکند همین الان از برجام خارج شده است، وقتی به سندی پایبند نباشی و برایت بیاعتبار باشد، وقتی یک سند نمیتواند بازدارنده باشد بنابراین چیزی از آن باقی نمانده است.
فارس: با تمام اتفاقاتی که برای برجام رخ داده بازهم شاهد حمایت دولت از آن هستیم، به نظر شما چرا دولت هنوز هم از برجام دفاع میکند؟
یزدانپناه: ناپختگی سیاسی متأسفانه در تمام ارکان سیاسی در ایران مشهود است. وضعگیریهایی هم که صورت میگیرد براساس همین استدلالهای غلط است، دولت تا جایی که بتواند خودش را موظف میداند در برابر برجام موضعگیری مثبت داشته باشد تا همچنان افکار عمومی را نسبت به آینده برجام خوشبین نگاه دارد و بتواند بخشی از افکار عمومی را مدیریت کند.
دولت میداند افکار عمومی نسبت به برجام به شدت بدبین شده است در این صورت ممکن است اعتراضاتی در این خصوص که چرا 4 سال کشور معطل سندی شده که هیچ نتیجهای برای ما نداشته شکل بگیرد بنابراین طبیعی است که دولت و دست اندرکاران برجام در رابطه با برجام موضع مثبتی اتخاذ کنند.
ما نتوانستیم به لحاظ روانشناسی سیاسی دولت آمریکا را در رابطه برجام تجزیه و تحلیل کنیم، دو مسئله خیلی واضح بود، حداقل سیاستمداران حوزه سیاست خارجی میفهمیدند که استراتژی آمریکا دو دهه و نیم است که علیه جمهوری اسلامی ایران انسداد از درون و انزوا از بیرون است، این استراتژی ثابت است و فرقی نمیکند چه کسی رئیس جمهور آمریکا باشد چه اوباما، چه بوش و چه ترامپ و برجام به راحتی آمریکا را چندین گام نسبت به تحقیق این استراتژی به جلو برد.
در زمان مذاکرات بارها هشدار داده شد و از سر دلسوزی گفته شد که در پیش گرفتن روند مذاکرات دوجانبه بین ایران و آمریکا و کنار گذاشتن کشورهای دیگر عضو 1+5 مسلماً به نفع ایران نیست، تیم آمریکایی یک تیم بسیار قدرتمند بود و تیم ایران از آنچنان قدرتی در مذاکرات برخوردار نبود و نتیجه هم این شد که چنین توافقی شکل گیرد و در آن اشاره شود که ایالات متحده حق خود میداند که در یک دوره زمانی هرگونه خطایی را از سوی ایران احساس کرد بدون کشاندن موضوع به شورای امنیت سازمان ملل با ایران برخورد کند، این مسئله که خیلی واضح بود، چرا چنین چیزی را امضاء کردند؟ متاسفانه برجام بیشتر از آنکه ماهیت آمریکا را بر ملاء کند بیشتر ضعف درونی را برملا میکند.
* برجام بهانهای بود برای تعدیل جمهوری اسلامی ایران در نظام منطقهای و جهانی
به اعتقاد من برجام بهانهای بود برای تعدیل جمهوری اسلامی ایران در نظام منطقهای و جهانی. از نظر آمریکاییها و اسرائیلیها برجام مقدمهای بود برای حذف ایران در ژئوپولیتیک مقاومت و سرانجام نابودی مقاومت و در نهایت تعظیم در برابر خواستههای غیرمتعارف آمریکا.
چه بسا اگر ایران از محور مقاومت خارج شود و شعار مرگ بر اسرائیل را کنار بگذارد و همانند ترکیه و عربستان به صورت نهایی همین رژیم را به مشروعیت بشناسد آمریکا ایران را دوست خود تلقی کند این مسائل و مسائل مشابه آن از اهداف پنهان برجام است. به اعقتاد ما در برجام هرچه آمریکا بگوید همان میشود چون دست ما خالی است.
فارس: به نظر شما عملکرد دولت متاثر از چه مسائلی میتواند باشد؟
یزدانپناه: به اعتقاد من دولت عاقل محصول یک ملت عاقل است یعنی عقلانیت سیاسی مطلوب و شایسته. یک ملت عاقل براساس عقلانیت سیاسی هم محصول آموزش خوب و استاندارد مطلوب است. یک جامعهای که معلمان قوی و آموزش و دانشگاه قدرتمندی داشته باشد مسلما به تمام ارگانهای تولید قدرت در سطح ملی و منطقهای و جهانی دست پیدا میکند.
* کسی که با گفتمانهای غیرواقعی و غیرعقلانی از مردم رای میگیرد قضاوت مطلوبی از مردم ندارد
یک جامعه برخوردار از عقلانیت سیاسی مطلوب و شایسته خودش عاملی برای کنترل رفتار سیاسیون به منظور اداره بهتر امور کشور و پرهیز از حاشیهسازی است که متاسفانه ما این را در جامعه نمیبینیم، آن فردی که با گفتمانهای غیرواقعی و غیرمتعارف و عمدتا غیرعقلانی از مردم رای میگیرد همان فرد قضاوت مطلوبی از مردم ندارد ولو اینکه در شعارها و سخنانش همیشه سر مردی قسم بخورد که به او رای دادهاند ولی در باطن خودش میفهمند مردمی که به راحتی از حملات بیاعتبار من فریب میخورند و به من رای میدهند قابل اعتماد نیستند.
این حلقه مفقوده جامعه امروز ایران است که باید مردم بواسطه آموزش معلم و دانشگاه خوب به سمت عقلانیت سیاسی هدایت کرد، اگر این اتفاق رخ دهد یک دولت نمیآید که 4 سال هزینه کند و 4 سال از یک کشور و ملت زمان بگیرد و همه این مدت افتخارش این باشد که من نبودم و قبلی بود.
مسلما انتقاداتی به دولت نهم و دهم وارد است مخصوصا در دو سال آخر اما این انصاف نیست که تمام کم کاریها را روی جنازه دولتهای قبلی بیندازیم.

دولت قبل اشتباهاتی داشت بنده اعقتادم این است که برکناری آقای دانش جعفری از وزارت اقتصاد و کنار گذاشتن فرهاد رهبر از سازمان مدیریت و حذف آقای شیبانی از بانک مرکزی اشتباه بزرگ و نابخشودنی دولت احمدی نژاد بود و افرادی جایگزین شدند که هیچ هم خوانی با دولت نداشتند.
به اعقتاد من اگر دانش جعفری در وزرات اقتصاد باقی میماند اختلاس 3 هزار میلیاردی اتفاق نمیافتاد و هماهنگترین تیم فکری اقتصادی بعد از انقلاب همان زمان بود که دانش جعفری، شیبانی و فرهاد رهبر در کنار هم قرار داشتند. دانش جعفری رخنهها را بسته بود و با کار آشنا بود و از وقتی که کنار رفت رخنهها هم باز شد.
* عمده فساد در دولت دهم را طیف مدیرانی انجام دادند که تفکرات کارگزارانی و تکنوکراتی داشتند/ هر دو جناح مدعی سیاسی در کشور بیمار هستند
وقتی بررسی مِیکنیم میبینیم عمده فساد در دولت دهم را طیف مدیرانی انجام دادند که امروز هم هستند و تفکرات آنها هم ریشه در تفکرات کارگزارانی و تکنوکراتی دارد و متاسفانه در تمام دورهها هم میچرخند و وجود آنها باعث اختلاسهایی به مراتب بدتر در دولت یازدهم شد.
هر دو جناح مدعی سیاسی در کشور بیمار هستند برای اینکه جرات و جسارت جایگزینی ندارند و نمیتوانند افراد شایسته را جایگزین کنند، امروز در چنین نسلی مدیریت دارند که نسل هفتم کنگره هستند و کاملا خودشان را با امروز هماهنگ کردند و هیچ آثاری از نسل اول تا چهارم نمیبینند ولی در کشور ما با گذشت 40 سال از انقلاب دهه بیست و سیها دست از سر ساختار کشور برنمیدارند، یا ما گرفتار افراد آن طرف تسخیر لانه جاسوسی هستیم یا این طرف آن به نظر من احزاب و گروههای سیاسی در ایران باید بازبینی اساسی شوند و به گروههای تاثیرگذار دیگری هم فضا داده شود.
* رسانهها وظایف خودشان را به درستی انجام نمیدهند
متاسفانه رسانهها هم وظایف خودشان را به درستی انجام نمیدهند و بیش از حد شخصیت زده شدهاند و بیش از حد به دنبال کسب اعتبار از روی ریل غلط هستند اگر رسانهها هم وظایف خودشان را به درستی انجام دهند باز هم بخشی موارد تلخ قابل کنترل خواهند بود.
اگر رسانهها در کشور مخصوصا رسانههای چندوجهی که دیکتاتوری اطلاعاتی ایجاد کردند و قابل کنترل هم نیستند و بینهایت هم تهدید هستند.
* دموکراسیهای آزاد و احساسی دیگر برای جامعه ایران جواب نمیدهد
یک ایراد دیگر هم مجلس و عملکرد مجلس است. بنده به عنوان یک صاحب نظر دانشگاهی این طرح پارلمانی که مطرح شده را کاملا تائید میکنم زیرا دموکراسیهای آزاد و احساسی دیگر برای جامعه ایران جواب نمیدهد چه بسا که ما داریم میبینیم همه آن هزینه نگرانی و اضطراب شده است.
الان بهترین زمان است که این موضوع بازنگری شود یک راه این است که مجلس و رئیس مجلس بیایند و جسورانه بگویند این طرح را انجام میدهیم ولی شامل حال هیچکدام از ما نخواهد شد. اینگونه دیگر قضاوتهای غلط هم شکل نمیگیرد و نمیگویند رئیس مجلس از این طرح به دنبال ریاست خودش است. علی لاریجانی پیچیدگیهای خاص خودش را دارد و این هم طبیعی است و باید تکنیکهایی را برای تاثیرگذاری انتخاب کند ولی اگر میخواهد یک لاریجانی مقبول در تاریخ باقی بماند باید این طرح را پیگیری و اجرا کند و البته به این شرط که تمام نمایندگان و رئیسمجلس برای دور اول هیچکدام دایره در قدرت تعریف نشوند.
* مجلس خاتمه فعالیت سیاسی «علی لاریجانی» خواهد بود
در مرحله دوم دولت مستعد بیطرفی خودش را حفظ کند البته بنده معتقدم مجلس برای آقای علی لاریجانی با همه پیچیدگیهایی که دارد اوج فعالیت و خاتمه فعالیت سیاسیاش خواهد بود.
مصاحبه از کامران شیرازی
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














