به گزارش پایگاه خبری هرمزبان اخبار هرمزگان به نقل از خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، وقوع انقلاب اسلامی در دهههای پایانی قرن بیستم، قرنی که از آن به عصر پایان ایدئولوژی ها تعبیر میشد، به سان موجی خروشان بر نظریههای مادیگرایانه غربی و شرقی فرود آمد و بساطی نو در افکند. تداوم حرکت انقلاب موجب تغییر در رفتار، روش و شعارهای سران استکبار شد، غولهای رسانهای با تبلیغات یکسویه دموکراسی غربی را نظامی موفق معرفی کرده و ناکارآمدی نظام دینی را ترویج میکنند، کاستیها، فقر، جهالت و عقب ماندگی که ثمره سالها استعمار زدگی امت اسلامی است را به حساب حاکمیت نوپای دینی گذارده و با کمال وقاحت موفقیتهای چشمگیر این حرکت الهی را نادیده گرفته و به گونهای معکوس جلوه میدهند. رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این هجمهها با طرح مسائلی همچون عدم کارآمدی لیبرال دموکراسی غرب جنایات زیادی که در طول سه سده حاکمیت لیبرال دموکراسی غرب بر بشر رفته است و مواجه شدن این تفکر با چالشهای بسیار عمیق در سرتاسر جهان،نظام مردمسالاری دینی را تعریف و مفهوم ارائه شده از آن را جایگزین بسیار مناسبی برای این سیستم فرسوده و ناکارآمد دموکراسی غربی میداند، مجتبی سلطانی کارشناس سیاسی در مقالهای به تشریح مردمسالاری دینی از نگاه مقام معظم رهبری در ششمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پرداخته است که در ادامه گزیدهای از آن را میخوانید.
*طرح نظریه مردمسالاری دینی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی
-پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکلگیری نظام جمهوری اسلامی، زمینهساز حضور فعال دین در عرصههای سیاسی و اجتماعی شد. این حضور که در نظام دو قطبی جهان نمیگنجید، اندیشههای الحادی موجود را به چالش کشانید و مکاتب ساختگی را که طی سالیان متمادی با ایسمها و ایدههای مادی بر بشریت حکومت میکردند و هر کدام برههای از تاریخ اندیشه بشری را اشغال کرده و با اشکار شدن کاستیها جای خود را به دیگری دادهاند، به رویارویی طلبید، تقابل اسلام و مکاتب انحرافی، فرصت تازهای برای ارائه مفاهیم اسلامی فراهم کرد، از جمله این مفاهیم مردمسالاری دینی است که در گفتمان انقلاب اسلامی طرح و در مقام عمل عینیت یافت و همزمان با ناکارآمدی دموکراسی غربی مورد توجه قرار گرفت.
-این در حالی است که اندیشه سیاسی غرب همواره کوشیده است تا دموکراسی غربی را به عنوان تنها روش حکومتی مطلوب بر سایر نظامهای سیاسی تحمیل نماید و هرگونه نقد و انتقاد به آن را با استبداد، برابر جلوه دهد، حال آنکه الگوی مردمسالاری دینی نشان داده است که هر نظام سیاسی میبایست با توجه به مبانی ارزشی و فرهنگی خود، در پی طراحی الگوی بومی مطلوب خود باشد و از تقلید کورکورانه بپرهیزد.
-به عبارت دیگر مفهوم مردمسالاری دینی به این معنا است که جامعه اسلامی، نه الگوی استبدادی و نه الگوی دموکراتیک غربی را گردن ننهاده و به الگوی بدیل دیگری متناسب با ارزشها و فرهنگ خود رسیده است، این نظریه سؤالات و ابهامات مطرح مبنی بر تضاد میان دین و دموکراسی را پاسخ میدهد و ظرفیتهای جدیدی از حکومت اسلامی ارائه میدهد.
-طرح نظریه مردمسالاری دینی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی و تلاش برای ورود آن به ادبیات سیاسی و تبدیل به گفتمان رایج بیانگر اهمیت موضوع است، بررسی اندیشههای مقام معظم رهبری در این زمینه از آن جهت اهمیت دارد که ایشان قبل از انقلاب اسلامی تا کنون در عرصه اندیشه دینی و عمل سیاسی حضور فعال داشته است.
-مقام معظم رهبری با بیان مردمسالاری دینی، تعریف و قوام بخش دموکراسی در ادبیات سیاسی اسلام را صرفاً دین و آموزههای دینی دانستهاند و این تعریف علاوه بر سازگاری دین و دموکراسی راز کارامدی مردم سالاری نیز محسوب میشود. مقام معظم رهبری در این باره میفرماید:
«مردم سالاری یعنی چه؟ یعنی کل نظام سیاسی، جوشیده از مردم است. از چه چیز مردم؟ فقط از رای مردم؟ که قابل خرید و فروش و معامله و این چیزهاست و شما در دنیا ملاحظه میکنید. الان در دموکراتترین کشورهای دنیا که افتخار این را برای خودشان پرچمی قراردادهاند، میبینید نقش احزاب – که در آن احزاب نقش افراد متکی به سرمایهدارها و ثروتهای کلان کاملاً بارز است- تعیین کننده است. مگر اینجور نیست؟ … اگر چه رأی هم البته یکی از نمودارهای مردمسالاری است، لیکن مردمسالاری به معنای جوشیده شدن و پدید آمدن نظام سیاسی و متصدیان نظام سیاسی از سوی مردم است. این به معنای حقیقی کلمهاش آن جایی است که هم تصمیم مردم، هم عواطف مردم، هم ایمان مردم، هم عشق مردم، هم احساس مصلحت جویی مردم، همه اشتراک پیدا میکنند در اینکه این نظام سیاسی به وجود بیاید، این میشود مردمسالاری حقیقی. این مردمسالاری دینی است که اتفاقاً راز ماندگاری و کارآمدی ان هم، همین دینی بودنش است، چون به ایمان مردم متصل و مرتبط است»
-مقام معظم رهبری مردمسالاری دینی را نظام سیاسی میداند که در آن حاکمیت به خداوند تعلق دارد و با عقیده و ایمان و عواطف و آرای مردم پیوند خورده است. حقیقت واحد بودن مردمسالاری دینی، مؤید این مطلب است که این مقوله ترکیبی از دو جز مردمسالاری و دینی نمیباشد، بلکه یک حقیقتی واحد است که مردمسالاری دینی هم در مبانی، هم در شکل و هم در روش حکومت تفاوتهای اساسی با مردمسالاری دارد و این تمایز، مردمسالاری دینی را ویژه کرده است.
-مقام معظم رهبری مردمسالاری دینی را دارای دو وجه میدانند که یک وجه آن نقش مردم در تشکیل حکومت و انتخاب مسئولان است و وجه دیگر ان رسیدگی به مشکلات مردم است و بر همین اساس، مسئولان باید مشکلات مردم را به طور جدی پیگیری و رسیدگی نمایند.
-در دیدگاه مقام معظم رهبری، مردمسالاری دینی به عنوان نظام آرمانها معرفی شده است و در جامعهای قابل تحقق است که هم در باطن مردم، هم در مقررات و هم در باطن مجریان با اخلاص، نورانیت وجود داشته باشد، با این اوصاف، مردمسالاری دینی جامعه پاک و فاضله دینی است که آرمان قابل دسترس متدینان میباشد که ایشان الگوی آن را در مدینه دوره پیامبری(ص) و در رفتار امام علی(ع) میدانند و در زمان غیبت، نظام ولایت فقیه را مصداق این مردمسالاری دینی میدانند.
-مردمسالاری دینی به مثابه ساختار قدرت سیاسی دینی مفهوم بسیطی است که مفاهیمی نظیر آزادی، دموکراسی اسلامی، جمهوری و نقش مردم را در بطن خود دارد و این مفهومی است که مقام معظم رهبری مرتباً روی آن تاکید داشتهاند، همچنین ایشان نظام جمهوری اسلامی را تنها نظام مردمسالاری دینی در جهان معرفی میکنند و عصبانیت و رنجش قدرتهای بزرگ را ناشی از الگو شدن این نظام میدانند. لذا برای دشمنان سخت است که پرچم دین و دموکراسی را روی یک علم ببینند و سعی آنها همواره این است که بین مردمسالاری و دین، فاصله ایجاد کنند.
-در واقع مقام معظم رهبری با ابتکار مردمسالاری دینی، با موج مخالفتها علیه نظام اسلامی مقابله و در صحنه عمل و نظر اثبات میکند که دین با دموکراسی نه تنها تضاد ندارد، بلکه نظام مبتنی بر هر دو مفهوم قابلیت الگو شدن در جهان را دارد. به نظر ایشان اگرچه مردم سالاری دینی تجربه جدید و جوانی است، اما تجربه قابل تأمل و پیگیری و قابل تقلیدی است برای همه کسانی که دلشان برای فضیلتها و جامعههای پاک و پاکیزه انسانی میتپد و از جرایم و رذایل اخلاقی و رواج زشتیهای خلقیات بشری رنج میبرند.
*ویژگیهای مردمسالاری دینی
-از دیدگاه رهبری، حکومت اسلامی در امر اداره جامعه، روش خاص خود را دارد و چنان نیست که بتواند با به کارگیری روشهای غربی به اهداف خودنایل اید. علت این امر نیز در ارزش مدار بودن روشهاست و اینکه هر روشی، مبتنی بر ارزشهایی است که کاربرد اآن را معین میسازد. بنابراین از آنجا که حکومت اسلامی، ارزشهای خاص خود را دارد، بدیهی است که باید روش حکومت ویژهای نیز داشته باشد. این روش در عین مخالفت با دموکراسی غربی، با استبداد و دیکتاتوری نیز تضاد دارد و روشی تازه و نو است که میتواند در تحلیل نظامهای سیاسی به عنوان یک روش مستقل و جدید، مورد توجه قرار گیرد.
1- عدم الگوگیری از مدلهای غربی
2- هویت مستقل و جدید مردم سالاری دینی
3-ابتکاری بودن
4- رد ناسازگاری دین و مردم سالاری
*اصول مردمسالاری دینی
1- خدا محوری: مقام معظم رهبری با اشاره به یکی از مهمترین تفاوتهای حکومت دینی و توحیدی با حکومتهای دیگری میفرماید: «فرق بین حکومت الهی و ضمانتهای الهی با غیرالهی این است که در ضمانتهای الهی، ضمانت درونی است … این خیلی امر مهمی است. بنای ولایت الهی برهضم شدن در امر و نهی پروردگار است؛ درست نقطه مقابل سلاطین مادی، نقطه مقابل حکومتهای مردمی بشری».
2- برابری: اسلامشناس و روشنفکر واقعی حضرت آیتالله خامنهای اصل عدالت را اینگونه تبیین نمودهاند: «انسانها در رابطه با نعیم جهان دارای حق برابر هستند، امکانات و فرصتها به طور مساوی در اختیار و ازان همگان است تا از این بساط گسترده هر کس به قدر نیاز و در شعاع سعی خود بهره گیرد. در این پهنه کرانه هیچ منطقه اختصاصی و محصور وجود ندارد. همگان میتوانند همت و اراده خود را در دستیابی به بهرههای گوناگون این جهان بیازمایند. این فرصت ویژه هیچ تیره نژادی، جغرافیایی، تاریخی و حتی ایدئولوژیکی نیست».
3- آزادی: آزادی از جمله مفاهیمی است که در تعریف آن هیچ گونه اجماع نظری وجود ندارد و هر کسی از منظر خویش به آن مینگرد. انواع متعددی از آزادی وجود دارد. از این رو مقام معظم رهبری در باب آزادی درونی یا معنوی یک تعریف از آن ارائه میدهند و در باب آزادی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به گونه دیگری تعریف میکنند، ایشان اهمیت آزادی درونی را بیشتر از آزادی بیرونی میدانند و بالطبع موانع آزادی درونی را از موانع بیرونی تاثیرگذار میدانند. مقام معظم رهبری آزادی سیاسی را هم در رهاشدن از قید و بند طاغوتها و آزادی از قدرتهای دیکتاتور و مستبد و فشار سیاسی انها میداند.
4- قانون محوری: در فلسفه سیاسی مقام معظم رهبری بین قانون تشریعی و قانون تکوینی ارتباط وجود دارد و براین باورند همان طوری که حاکمیت مطلق قوانین تکوینی در دست خداوند است، حاکمیت تشریعی و قانونی، هم باید در دست خدا باشد. در نظر ایشان قوانین تشریعی جامعه از یک سو مرتبط و هماهنگ با قوانین عرصه تکوینی هستند و از سوی دیگر باید منطبق بر عقلانیت و ناشی از عقل و خرد باشند، مردمسالاری دینی نیز بر مبنای میثاق همگانی بنانهاده شده است. در این نظام اعتقادبر آن است که دستیابی به هدفها و آرمانها و تحقق فضایل و وظایف در سایه استقرار قانون امکان پذیراست.
5- ارزشمداری: تأکید مقام معظم رهبری بر ضرورت پاسداشت ارزشهای دینی توسط مسئولان و آحاد ملت، با تأکید بر همین وجه از مردمسالاری دینی صورت پذیرفته است: «مسئولان به نام اسلام، برای اسلام، با پیام اسلام، شجاعانه، قدرتمندانه و بدون ملاحظه از این و ان، هم موضعگیری کنند، هم حرف بزنند و هم عمل بکنند. مردم عزیزمان و بخصوص جوانها هم به برکت غدیر، بدانند این راهی که اسلام و قران و خط غدیر، ترسیم کرده، یک راه روشن است. راهی است که با استدلال و فلسفه محکم ترسیم شده و روندگان بسیار بزرگ و عظیمالمنزلتی پیدا کرده است».
6-خدمتمداری: مقام معظم رهبری منصب حکومتی را یک مسئولیتپذیری میدانند نه وسیلهای برای راحتی و عیش و کسب دنیا برای خود، لذا اشتغال به این مسئولیت نمیتواند برای این باشد که انسان چیزی به دست بیاورد، مالی جمع کند، آینده خود و فرزندانش را از این راه تأمین کند و یا در دنیا خوش بگذراند. بلکه هدف از قبول مناصب دولتی در نظام جمهوری اسلامی اجرای عدالت، تأمین آسایش مردم، فراهم کردن زمینه جامعه انسانی برای شکفتن استعدادها، برای تعالی انسانها و برای هدایت و صلاح بنیآدم باید باشد.
7- تکلیفمحوری: در موارد زیادی مقام معظم رهبری به دو وجهی و دو رکنی بودن مردمسالاری دینی اشاره میکنند که یک وجه ان نقش مردم در به وجود آمدن اصل نظام سیاسی است و وجه دیگران، جهتگیری حکومت و مسئولان در تامین منافع مردم است، در هر دو مورد ایشان معتقدند اساس انتخاب و عمل بر مبنای وظیفه و تکلیف شرعی است و البته پیش نیاز این وظیفه تحصیل معرفت است. لذا در مردمسالاری دینی مردم بایستی انتخاب کنند، بخواهند، بشناسند و تصمیم بگیرند تا تکلیف شرعی درباره آنها منجر شود.
*جلوههای مردمسالاری دینی
1- همه پرسی نظام جمهوری اسلامی
2- تصویب قانون اساسی
3- انتخابات: مقام معظم رهبری انتخابات را جزء افتخارات اسلام و ایران میداند و انتخابات را ضمن حق ملت دانستن، وظیفه ملی انها هم میداند و تاکید ویژه نظام اسلامی بر انتخابات را نشاط افرینی در روحیه مدیریت کشور میداند. اساساً برگزاری انتخابات در یک نظام سیاسی در جهان امروز، یکی از نمادهای مهم ثبات و اقتدار آن نظام است. لذا انتخابات میتواند برای کشور و ملت ما یک وسیله مصونیت باشد و ملت و نظام اجرایی کشور را در مقابله با چالشهای گوناگون نظامی، مستحکمتر کند. انتخابات، هم در صحنه خارجی و در مقابل چشم بیگانگان، هم در صحنه داخلی و برای پیشرفت کشور، یکی از مهمترین و اساسیترین رویدادهاست.
*رهبر انقلاب رژیمهای دموکراتیک غربی را از واقعیت دموکراسی اصیل بیگانه میدانند
-تجربه عملی و نظری مقام معظم رهبری در عرصه حکومتداری، بیانگر این است که ایشان در پی نهادینه کردن شیوهای از حکومت دینی بوده که ضمن احترام گذاشتن به تجربههای بشری در عرصه قدرت و حاکمیت سیاسی، بهترین نحوه اصول و احکام را در چارچوب یک نظام سیاسی به منصه ظهور برسانند، بررسی دیدگاهها و مواضع ایشان، نشان دهنده شیوه خاصی از نظام سیاسی است که تقریبا میتوان به جرأت ادعا کرد که در هیچ کشوری از دنیا این سیستم سیاسی وجود ندارد. این ساختار، همان مردمسالاری دینی است که به گونهای طراحی شده که علیرغم نداشتن تجربههای عملیاتی شده، توانسته است در طول سالهای گذشته به حیات سیاسی خود ادامه دهد.
-اندیشه و رژیم سیاسی مردمسالاری غربی در اندیشه مقام معظم رهبری به عنوان یک واژه یا نظامی معتبر به کار نرفته است. ایشان با هوشیاری کامل معتقد به ابهام و متغیر بودن مفهوم واژه دموکراسی بودهاند و با لحاظ برتری و وضوح اسلام و حکومت اسلامی نسبت به این شکل حکومتی، آن را نفی نمودهاند. به باور ایشان پدیده دموکراسی و آزادیهای غربی، پدیدهای مصنوع و دستساز و در راستای منافع غربیهاست که همواره و فریبکارانه این واژگان را به نفع خود تفسیر میکنند.
-مقام معظم رهبری هم منتقد اصل و اساس دموکراسی غربی بوده و هم رژیمهای دموکراتیک غربی را از واقعیت دموکراسی اصیل بیگانه میدانند و آنها را منطبق با آرمانهای مورد ادعای فلسفه غرب نمیدانند. باور مقام معظم رهبری بر مبنای تحقق مردمسالاری اصیل در جامعه دینی است و بارها ایشان برتری حکومت اسلامی را بر دموکراسی یادآور شده و آن را دموکراسی حقیقی و درست و الگوی مناسب جهت اداره کشور اسلامی خواندهاند. دموکراسی غربی به نظر ایشان در بهترین شکل و کارآمدترین صورت، تنها تأمینکننده مصالح مادی مردم است. در حالی که مردمسالاری دینی علاوه بر اینکه وظیفه اصلی خود را انسانسازی و بازسازی و ارتقا امور معنوی مردم به شمار میآورد و خدامداری را جایگزین فردگرایی و انسان محوری میکند. همچنین اصل نسبیت اخلاقی و ارزشی و آزادیهای منفی گونه دموکراسی در اندیشه مقام معظم رهبری و نظام مردمسالاری دینی، جایی نداشته و مردود است.
-مهمترین منبع قدرت در نظام مردمسالاری دینی از نظر مقام معظم رهبری خود مردم و اعتقاد ویژه و خاص آنها به دین و احکام دینی است که به حکومت مشروعیت میبخشد و مانع از جدی شدن تهدیدات خارجی علیه حاکمیت کشور اسلامی میگردد. در این دیدگاه مردم، مهمترین منبع قدرت سیاسی هستند که حاکمیت ملت را در قالب سه قوه مقننه، قضاییه و مجریه که تحت نظر ولایت مطلقه امر و امامت است اعمال میگردد.
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














