خبر فوری
غزلیات حافظ شیرازی اشعار حافظ عزل حافظ

غزل شماره 136 حافظ/ دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد

هرمزبان – غزل شماره 136 حافظ شیرازی با مصرع آغازین «دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد» را می توانید در ادامه مطالعه کنید.

دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد

آن چه سعی است، من اندر طلبت بنمایم
این قَدَر هست که تغییرِ قضا نتوان کرد

دامنِ دوست به صد خونِ دل افتاد به دست
به فُسوسی که کُنَد خصم، رها نتوان کرد

عارضش را به مَثَل ماهِ فلک نتوان گفت
نسبتِ دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

سروبالایِ من آنگه که درآید به سَماع
چه محل جامهٔ جان را؟ که قبا نتوان کرد

نظرِ پاک توانَد رخِ جانان دیدن
که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

مشکلِ عشق نه در حوصلهٔ دانشِ ماست
حلِّ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد

غیرتم کُشت که محبوبِ جهانی، لیکن
روز و شب عربده با خلقِ خدا نتوان کرد

من چه گویم؟ که تو را نازکیِ طبعِ لطیف
تا به حَدّیست که آهسته دعا نتوان کرد

بجز ابرویِ تو محرابِ دل حافظ نیست
طاعتِ غیر تو در مذهبِ ما نتوان کرد

سایر غزلیات حافظ:

غزل شماره 91 حافظ/ ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

غزل شماره 92 حافظ/ میرِ من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت

غزل شماره 93 حافظ/ چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت

غزل شماره 94 حافظ/ زان یارِ دلنوازم شُکریست با شکایت

غزل شماره 95 حافظ/ مدامم مست می‌دارد نسیمِ جَعدِ گیسویت

غزل شماره 96 حافظ/ دردِ ما را نیست درمان الغیاث

غزل شماره 97 حافظ/ تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج

غزل شماره 98 حافظ/ چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت

غزل شماره 99 حافظ/ دلِ من در هوایِ روی فَرُّخ

غزل شماره 100 حافظ/ دی پیر می‌فروش که ذکرش به خیر باد

غزل شماره 101 حافظ/ شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

غزل شماره 102 حافظ/ دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

غزل شماره 103 حافظ/ روز وصلِ دوستداران یاد باد

غزل شماره 104 حافظ/ جمالت آفتابِ هر نظر باد

غزل شماره 105 حافظ/ صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد

غزل شماره 106 حافظ/ تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

غزل شماره 107 حافظ/ حُسن تو همیشه در فزون باد

غزل شماره 108 حافظ/ خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد

غزل شماره 109 حافظ/ دیر است که دلدار پیامی نفرستاد

غزل شماره 110 حافظ/ پیرانه سَرَم عشقِ جوانی به سر افتاد

غزل شماره 111 حافظ/ عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد

غزل شماره 112 حافظ/ دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد

غزل شماره 113 حافظ/ بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

غزل شماره 114 حافظ/ همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد

غزل شماره 115 حافظ/ درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد

غزل شماره 116 حافظ/ کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد

غزل شماره 117 حافظ/ دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد

غزل شماره 118 حافظ/ آن کس که به دست، جام دارد

غزل شماره 119 حافظ/ دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد

غزل شماره 120 حافظ/ بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

غزل شماره 121 حافظ/ هر آن کو خاطرِ مجموع و یارِ نازنین دارد

غزل شماره 122 حافظ/ هر آن که جانبِ اهلِ خدا نگه دارد

غزل شماره 123 حافظ/ مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد

غزل شماره 124 حافظ/ آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد

غزل شماره 125 حافظ/ شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

غزل شماره 126 حافظ/ جانْ بی جمالِ جانان میلِ جهان ندارد

غزل شماره 127 حافظ/ روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد

غزل شماره 128 حافظ/ نیست در شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد

غزل شماره 129 حافظ/ اگر نه باده غمِ دل ز یادِ ما بِبَرَد

غزل شماره 130 حافظ/ سحر بلبل حکایت با صبا کرد

غزل شماره 131 حافظ/ بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد

غزل شماره 132 حافظ/ به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد

غزل شماره 133 حافظ/ صوفی نهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کرد

غزل شماره 134 حافظ/ بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد

غزل شماره 135 حافظ/ چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد

استند لوازم آرایش

درباره تحریریه خبر هرمزبان

اخبار دیگر رسانه ها صرفاً به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آنها، الزاماً بیانگر دیدگاه های هرمزبان نیست. ---- صاحب امتیاز و مدیرمسئول: مهدی کمالی وبگاه شخصی: MahdiKamali.ir

دیدگاهتان را بنویسید