هرمزبان – پرسپولیس برای پنجمین بار متوالی قهرمان لیگ برتر شد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان، مهم نیست برانکو باشی یا یحیی گل محمدی، بیرانوند باشی یا لک، شیری باشی یا رضائیان، شجاع یا فرجی، عبدی باشی یا طارمی، مسلمان باشی یا پهلوان، احمدزاده یا ترابی، آقایی باشی یا شایان مصلح یا محمد انصاری و … مهم این است که وقتی پیراهن این تیم را به تن میکنی دیگر یک وجهه و شأن اساطیری نصیبت میشود که با آن در قله فوتبال ایران میایستی.
حالا پرسپولیس در فوتبال ایران فراتر از یک باشگاه پر هوادار است. باشگاهی که انگار با جادویی سورئالیستی، از دل رمانهای گابریل گارسیامارکز بیرون آمده و تقدیر و سرنوشت را سال به سال، بازسازی میکند که سرنوشت همان قهرمانی است و پنج سال هم در فوتبال خود عمری است بس دراز. آن هم وقتی بدانی که فقط سه بازیکن در جشن هر پنج قهرمانی حضور داشتهاند. آن هم وقتی بدانی که ستارههای اولین قهرمانی هر کدام به سویی رفتهاند.
پرسپولیس دهه نود، آنقدر با شکوه است که مغز در هزارتوی صفتها و شکوههای آن گم شود. از آن جنس تیمهایی است که میتوان سال ها از آن نوشت و سخن راند؛ بدون تکرار. هر کلمه از کلمه قبلی پرشکوهتر. هر سطر پر افتخارتر از قبلی. جشن قهرمانی آنها حتی از حیث کلیشه و تکرر تلویزیونی یک سور به جومونگ و مختارنامه زده است.
اسطوره کروات سرخها حتی میان لبخند و شادی آخرین جشن قهرمانی تیمش، پر بود از نگرانی برای آینده کاخی که آن را از صفر ساخت. سرخها رهبری از جنس مکتب خود آوردند، با وی تا فینال آسیا رفتند و حالا گلات قهرمانی. آنها اکنون مانند یک افسانهاند. یک شاهنامه به قلم هوادارانی که از قعر جدول حالا تیمشان را به پرچمدار فوتبال ایران و کابوس تیمهای آسیایی مبدل کردهاند.
این یک حقیقت است. زمینی که پیکانی ها در آن جولان می دهند نه منت پاس را می کشد و نه حتی پا به توپ شدن. تنها چشمک آن زمانی است که دست به ارسالها و شوت از راه دور میزنید. همه چیز از ارسال شیری آغاز شد و با جولان شهریار در آسمان، زیرکی ترابی و تمام کنندگی محشر عبدی سرخها سند قهرمانی خود را امضا کردند. عبدی نشان داد که باید از همین حالا او را کلیدیترین مهره هجومی فصل آینده پرسپولیس بدانیم. تیزرو، باهوش، تمام کننده و از همه مهمتر آشنا با مکتب تیمش که همان ترجیح تیم بر خود است.
پیکان برای باخت نیامد. این را می شد از بازی رو به جلو و حتی مالکانهتر آنها فهمید. تیمهای تارتار یک عادت خاص دارند. حفظ توپ در زمین خودی و عرض دادن بازی تا جایی که دستها برای ارسال باز باشند. اما هر چه زدند به در بسته دفاع محکم سرخها و درخشش تحسین برانگیز فرشاد فرجی زدند. یحیی اما باهوش تر از این حرف هاست. گرچه بخش زیادی از بازی را تیم تارتار مالک توپ و میدان بود اما سکاندار سرخها با سرعت دادن به بازی تیمش به خصوص در جناح چپ، حسابی راست پیکانیها را به تکاپو انداخت.
در نیمه دوم اما یحیی میانه زمین را دو دستی به تارتار واگذار کرد. امید عالیشاه بازیکن پا به توپی است و خلاصه زیاد با توپ الفت و انس دارد، خصلت بدی نیست اما برابر هافبکهای پرتعداد پیکان و خصوصا دست تنها بودن،اجازه نمی داد آنچنان هجومی از پرسپولیس نیمه دوم نبینیم. علاوه بر این، با یک اشتباه و خوردن یک گل کار میتوانست برای سرخ ها حسابی بیخ پیدا کند. اما یحیی فکر آنجا را هم کرده بود. جلوآمدن وحید امیری به یک خط جلوتر و پرس با تکیه بر دوندگیهای بی امان او اجازه بازیسازی از خط دفاعی را از پیکانیها را می گرفت.
بارها گفتهایم و بارها شنیدهاید که احمد نوراللهی آنچنان روند پایداری ندارد و رو به سینوس است. اما اگر روزش باشد، هر بلایی که حتی فکرش را نمیکنید سر رقیبش میآورد. بازیکنی که همراه با سرلک، هافبکهای بازیساز پیکانی را فلج کرد و مثل همیشه با یک نفوذ تیر خلاص را به بدنه تیم تارتار زد. شماره 8 سرخها گرچه دست تیمش را از جام قهرمانی آسیا کوتاه کرد اما بی اغراق یکی از پایههای اصلی گلات قهرمانی بود. او از جنس پرسپولیس، بدون ادعا، بدون منت و بدون بوسه های دروغین. او فقط با دست به لوگوی تیم و قلبش میزند. همین قدر محکم؛ همین قدر متعهد.
کودکیهای ما پر از خاطراتی که بزرگانمان از فوتبالمان نقل می کنند. پرسپولیسی ها از نسخه دهه شصتی تیمشان می گفتند که رقبا فقط برای حفظ آبرو روبرویش بازی می کردند. آبیها از دو قهرمانی آسیا که هیچ تیمی تکرارش نکرد. و آن هایی هم که حس ملی گرایی بیشتری داشتند از صعود دراماتیک ایران به جام جهانی و از این دست توصیفات. اما برای نسل بعد، سرخ و آبی، یک خاطره و یک افسانه مشترک برای نقل در آینده دارند و از قضا می دانند که تکرار هم نخواهد شد. از تیمی بگویند که گرچه از زمین و زمان برایش میبارید، گرچه مدیرهای ناکارآمد روی سرش خراب می شدند، گرچه پر بودند از نبودها و کمبودها. اما 5 بار قله فوتبال ایران را فتح کردند و به آن هم قانع نشدند تا این که غرب آسیا را مال خود کردند. تیمی که ماهها به سپاهان باج نمیداد و چشم انتظار لغزشی کوچک ماند. تیمی که محرومیت ها، مصدومیت ها، نامردیها را دید اما کم نیاورد. آن ها شایسته تحسیناند. سراینده مدرنترین افسانه پارسی؛ پرسپولیس نامه! به قلم خون سرخ هوادارانی که شاید ضربه خورده باشند اما هرگز عقب نکشیدند. بماند به یادگار؛ برای نسلهای بعد. این افسانه تکرار نخواهد شد.
منبع: خبرگزاری آریا
hormozban هرمزبان ivlcfhk اخقئخظذشد
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














