هرمزبان – دیگو آرماندو مارادونا، اسطوره افسانه ای تیم ملی آرژانتین بر اثر ایست قلبی – تنفسی در ۶۰ سالگی درگذشت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان، مارادونای ۶۰ ساله چندی قبل به علت عارضه ای در بیمارستان بستری شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود. اما به نظر می رسید حال این ستاره بزرگ بهبود یافته و او چند روز قبل از بیمارستان مرخص شد. اما روز گذشته او در خانه دچار ایست قلبی شده و در نهایت جان خود را از دست داده است.
وقتی خبرنگاری به یکی از اهالی ناپل گفت که دیگو مارادونا یک بازیکن فوتبال است نه چیزی بیشتر، آن شهروند مکث کوتاهی کرد و گفت: نگاه کن، اطلاع داری چند نسل از تورین و شمال ایتالیا ما را دستمال توالت خطاب می کنند؟ خدا نتوانست مردم ناپل را از دست تمسخر آن ها نجات دهد ولی دیگو همه آنها را خفه کرد!
این جملات کوتاه را گفت و در غروب یکشنبه همچون هر هفته به جای کلیسا به معبدگاهی رفت که مارادونا پرستیده می شد! می خواهید علت آن را بدانید؟ به این دلیل که چندسال قبل تر، دیگو با انتخابی که دوز حماقت آن مشابه همه تصمیم های زندگی اش بود به عنوان یکی از الماس های تراش نخورده فوتبال جهان از بارسلونا به فقیرترین تیم ایتالیا پیوست و در روز معارفه اش مقابل ۷۵هزار دیوانه تمام عیار ورزشگاه سن پائولو فریاد زد که تاریخ ناپل را خواهم نوشت و دو قهرمانی سری آ (که اولین و تا به امروز آخرین قهرمانی های ناپولی است) را به همراه یک جام یوفا به مردم و البته مافیای مخوف شهر هدیه داد و جاودانه شد..
یک نقل قول معروف وجود دارد که می گوید: خیلی ساده است، اگه می خواهی بهترین فوتبالیست تاریخ باشی باید قهرمان جهان باشی!
درست چهار سال بعد از اینکه بریتانیای مارگارت تاچر با به خاک و خون کشیدن ۶۵۰سرباز آرژانتینی جزایر فالکلند را از چنگ آن ها درآورد، در تابستان سوزان مکزیکوسیتی در سال ۱۹۸۶، ملت آرژانتین در یک چهارم نهایی جام جهانی با تنها یک سرباز به استقبال انتقام از انگلیس قدرتمند رفت. ال دیگو آن روز شنل و نقاب هیرو های مارول و دی سی رو نداشت اما برای گل اول دست خدا رو قرض گرفته و برای گل دوم پای چپ جادویی داشت که آفرینش و خلقت آن احتمالا یکی از زمان برترین نقاشی های خالق بود و در نهایت در تک نفره ترین تئاتر فوتبالی تاریخ، آرژانتین نه چندان پرستاره آن سال را قهرمان جهان کرد و بت و خدای مردم خود شد!
۲ آوریل ۱۹۸۲؛ جنگ فالکلند آغاز شد. آرژانتین و انگلستان همواره در طول تاریخ با یکدیگر بر سر جزایر مالویناس یا به قول انگلیسی ها فالکلند که در حدود ۵۰۰ کیلومتری جنوب آرژانتین است، اختلاف داشته اند و دوم آوریل، نیروهای انگلیسی به آرژانتینی هایی که این جزایر را اشغال کرده بودند، یورش بردند. با گذشت حدود ۷۵ روز، انگلستان در جنگی خونین توانست سلطه خود بر جزایر فالکلند را حفظ کند و آرژانتین با دادن ۶۴۹ کشته، در جنگ شکست خورد. طبیعتا شکست در هر جنگی، غرور ملی آن کشور را جریحه دار می کند اما هنوز داستان تمام نشده بود. ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶؛ چهار سال پس از جنگ، فرصت انتقام آرژانتین از انگلیس در زمین فوتبال فراهم شد. خورشید آرژانتین از پشت ابرهای سفید و آبی بیرون آمد. مردی ریز نقش اما مهارنشدنی آن جا تا غرور از دست رفته آرژانتینی ها را بازگرداند؛ دیگو آرماندو مارادونا برای شاد کردن مردم آرژانتین آمده بود. دست خدا، آرژانتینی ها را از انگلیس پیش انداخت. دیگو مارادونا توپ را با دست وارد دروازه پیتر شیلتون کرد اما خودش بعدها به گری لینه کر گفت:
نه، نه، اسم این تقلب نیست. اسم این زیرکی است و در آمریکای جنوبی این کارها امری رایج است. وقتی داور و کمک داور برخورد توپ به دستم را ندیدند، پس یعنی این دست خداست.
چهار دقیقه بعد، معجزه تکمیل شد: او توپ را برداشت و همه انگلیسی های پیش رویش را دریبل زد و دروازه پیتر شیلتون را گشود. مارادونا وقتی اراده می کرد، می توانست هر کاری انجام دهد. انگلیسی ها این را خوب می دانند؛ بازیکنان انگلیس اقرار کردند که می خواستیم او را بزنیم، اما نمی توانستیم. گری لینه کر در اواخر بازی یکی از گل ها را جبران کرد اما فایده ای نداشت چون آرژانتین ۲-۱ انگلیس را شکست داد. دیگو مارادونا در واقع ارتشی تک نفره بود بود که انگلیس را شکست داد و غرور از دست رفته آرژانتینی ها را بازگرداند. دیگر مهم نبود ادامه جام چه می شود. آرژانتین همین حالا هم انتقامش را گرفته بود و برای همیشه نام دیگو آرماندو مارادونا در تاریخ آرژانتین جاودانه شد اما این پایان کار نبود. آرژانتین تا آخر پیش رفت و همان طور که همه می دانیم، آرژانتین با پیروزی ۳-۲ مقابل آلمان غربی قهرمان جام جهانی ۱۹۸۶ شد.
شاید همهی این خصایص بود که باعث شده بود تا سالها مردم آرژانتین و فوتبالدوستان به دنبال مسیح و منجی دیگری چون مارادونا بگردند. از آیمار و اورتگا و ساویولا و ریکلمه تا آگوئرو و مسی هیچ کدام برای مردم آرژانتین مارادونا نشدند، چون مارادونایی که چندین سال پیش در نوشتهی خبرنگار آرژانتینی نامیرا خوانده شده بود و بارها از چنگال مرگ گریخته بود، یک بار در اکتبر ۱۹۶۰ زاده شد و یک بار هم همین امروز در چنگال مرگ اسیر شد و مرد. درست مثل تمام بزرگان تاریخ که نسخهی دومی نداشتند. درست مثل خود تجربهی مرگ.
منبع: خبرگزاری آریا
hormozban هرمزبان ivlcfhk اخقئخظذشد
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














