گروه گزارش
در جنوب کشورمان، ازشهرستانهای هرمزگان، بخشی به نام بشاگرد یا در گویش محلی بَشکَرد نام گرفته است که سالهاست آن را به عنوان یکی از مناطق محروم این سرزمین میشناسیم؛ در این بخش از خاک ایران مردم حتی برای ابتداییترین مایحتاج روزمره شان که در کلانشهرها به عنوان عادیترین ابزار گذران روزانه تلقی میشود در مضیقه هستند. این غبار فقر که سالهاست بر چهره بشاگرد نشسته به چشم هیچ کدام از مسئولین نمیآید؛ اما بشاگرد هرگز تنها نمانده است.
سالانه تعداد بسیاری از هموطنان که بخش عظیمی از آنان را جوانان تشکیل میدهند با برگزاری اردوهای جهادی به سراغ بشاگرد و مردمانش میروند و هر آنچه در توان دارند برای این خاک دور افتاده از ذهنها میگذارند. اردوهای جهادی با اقدامات موثر جهادگران در سالهای اخیر دریچهای برای محرومیت زدایی از مناطق محروم و به ویژه نقطه صفر محرومیت در کشور هستند.
بودن با چنین بچههایی آرزوست
به سراغ جهادگرانی میرویم که یک یا چند سالی است دل به جهاد و تلاش در منطقه بشاگرد بستهاند و برای آباد سازی این منطقه عمر و جان خویش را بیمزد و منت وقف کردهاند؛ پای گفتوگو با حامد محقق مینشینیم. محقق که خود از اهالی فرهنگ و ادب است و سالهاست برای کودکان و نوجوانان در حوزه شعر و داستانهایی فاخر قلم میزند، در آغاز گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید:«بشاگرد داستان مفصلی دارد؛ اینکه چگونه پیدا شد و چه شد که گروه روایت فتح به آنجا رفتند و مرحوم حاج عبدالله والی (موسس اردوهای جهادی، که در سال 84 در گذشت) چگونه راهی آنجا شد و پیگیر حل مشکلات گشت؟ در کتاب «تا خمینی شهر» به طور نسبتا کامل در مورد بشاگرد و همه اتفاقات افتاده در آنجا صحبت شده است.»
این جهادگر میافزاید:«اما نکته مهم این است، همان طور که میدانیم بشاگرد اسم روستا نیست، بلکه نام منطقهای بزرگ است در شمال شرق استان هرمزگان که مرز شمالیاش با استان کرمان است و از شرق به استان سیستان و بلوچستان میرسد. این منطقه راههای صعبالعبوری دارد؛ به طوری که از بندرعباس تا خمینی شهر، مرکز منطقه بشاگرد که اصلیترین راه منطقه محسوب میشود حدود 8 ساعت راه است. در حالی که مسافت بین این دو نقطه حدود 300 کیلومتر میشود.»
محقق درباره نحوه فعالیت گروههای جهادی مختلف در این منطقه بیان میکند: «گروههای جهادی مختلفی در این منطقه فعالیت میکنند و کارهای آموزشی و عمرانی زیادی را انجام میدهند.»
از آنجایی که مدتی پیش باخبر شدیم در این منطقه به همت جهادگران مدرسه جهادی خواندن برگزار شده است، با وی در این باره صحبت میکنیم و میگوید: «این دوره دومین دوره مدرسه جهادی خواندن در بشاگرد بود. دور اول در اواخر اردیبهشت ماه برگزار شد. در آن دوره همراه با گروهی از شاعران و نویسندگان جوان و پیشکسوت و تعدادی از مربیان کانون پرورش فکری هرمزگان راهی بشاگرد شدیم و در حوزههای شعر و داستان و کتابخوانی برای بیش از 200 دانشآموز دختر و پسر در مقاطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان کلاسهایی را برگزارکردیم. در دور دوم که 25 تا 30 تیرماه برگزار شد مخاطب ما تقریبا 180 دانشآموز راهنمایی و دبیرستان بود و علاوه بر کتابخوانی و شعر و داستان، سرفصلهای نقاشی و خبرنگاری هم به کلاسهای ما اضافه شد.»
حامد محقق در ادامه ضمناشاره به نقش انکارناپذیر نهاد کتابخانههای عمومی کشور در فعالیت جهادگران میگوید: «گروههای جهادی مختلفی در این منطقه فعالیت میکنند و کارهای آموزشی و عمرانی زیادی انجام میدهند، اما مدرسه جهادی به همت نهاد کتابخانههای عمومی برگزار میشود.» وی میافزاید:«یکی از وظایف نهاد، آموزش به کتابخانههاست و دانشآموزان شرکتکننده در این مدرسه از اعضای کتابخانه مرحوم حاج عبدالله والی هستند که حدود یک سال است در خمینی شهر تاسیس شده است.»
هرچند که دیدن کمبود امکانات مردم این منطقه برای جهادگران دردآور است، اما سازندگی و تلاش برای ساخت یک جهان بهتر برای بچههایی همانند کودکان و نوجوانان منطقه بشاگرد احساس خوشی است که اغلب جهادگران طعم آن را میچشند. وقتی از محقق درباره طعم تجربه این اردوها میپرسیم در پاسخ میگوید:«نکته مهم، بکر بودن ذهن بچههای آن منطقه است. ذهن بچههای آنجا از آلودگیهای تصویری و خیالی که زاییده استفاده زیاد از اینترنت و تماشای زیاد فیلم و کارتون است به دور است و این باعث خلق تصاویر و روایتهای بدیعی میشود که خلق آن توسط کودکی با آن سن و سال دور از انتظار است. برای هر مدرسی، بودن با چنین بچههایی آرزوست و بسیار خوش آیند و انرژی بخش است.»
مردم بشاگرد
علامت سؤالی در برابر مسئولین
پای گفتوگو با دیگر جهادگری مینشینیم که اهل همدان است؛ اما در بشاگرد همچون زادگاه خود برای خدمت رسانی به مردم این خاک تلاش میکند. سورنا جوکار شاعر و نویسنده نیز هست. از او درباره فعالیتهایی که تا کنون در این منطقه توسط جهادگران انجام شده است میپرسیم، میگوید: «تا جایی که من مشاهده کردم و دوستان مقیم در منطقه اطلاع دادند؛ عموم خدماتی که در بشاگرد ارائه شده توسط گروههای مردم نهاد و غیردولتی بوده که عمدتا در حوزه برقرسانی، راهسازی ابتدایی و مسائل فرهنگی و آموزشی خلاصه شده که البته با توجه به محدودیت منابع ارگانهای مردمی به هیچ عنوان کافی به نظر نمیرسید.»
جوکار همچنین درباره فعالیتهای جهادی امسالشان میگوید: «این اردو در قالب فعالیتهای آموزشی و کتابخوانی صورت گرفت که سعی شد در بستر کلاسهای آموزشی شعر، داستاننویسی، قصهگویی، نقاشی، گزارشنویسی، خبررسانی، صحیح خوانی و مهارتهای زندگی فردی و اجتماعی به دانشآموزان ارائه داده شود.»
وی همچنین میافزاید:« البته قرار بود تا در نهایت، در هر حوزه تعدادی از دانشآموزان مستعد شناسایی و به دوره تخصصی رشتههای مربوط معرفی شوند.»
جوکار در ادامه مهمترین دلیل مشکلات فراوان مردم این منطقه با وجود تلاشهای سالانه جهادگران، ضعف رسانهها میداند و توضیح میدهد:«شاید بتوان دلیل اصلی را ضعف رسانهها در خبررسانی اعلام کنیم؛ چون تقریبا هیچ کس حتی مسئولین درک و شناخت مناسبی از این منطقه ندارند.»
وی همچنین ادامه میدهد:« البته تلاشی ورای فعالیتهای جهادی مردم نهاد برای رفع محرومیت از این منطقه لازم است.»
این جهادگر درباره اقداماتی که برای رفع بخش بیشتری از مشکلات مردم این منطقه میتواند موثر باشد، عنوان میکند:«رفع مشکلات منطقه بشاگرد فقط با تلاشهای یک ارگان دولتی و مردم نهاد میسر نیست، بلکه نیاز به یک عزم جدی از سوی تمام ارکان مسئول در نظام دارد، چون بشاگرد هنوز در اولویتها دچار مشکلات عدیدهای است. مشکلاتی مثل راه، آب، برق، بهداشت و غذا.»
وی همچنین میافزاید: «برای مثال شاید غیرقابل باور باشد که طی کردن یک مسافت 300 کیلومتری در این منطقه هشت تا ده ساعت زمان از مردم میگیرد. تصور کنید بیماری نیاز به خدمات اورژانسی داشته باشد چه کاری باید انجام دهد؟»
سورنا جوکار در پایان از تجربیات خوشش در این مدت اینچنین روایت میکند:«دوستان کوچک زیادی پیدا کردم که در لباسهای رنگارنگ بلوچی مثل یک باغ گل متحرک بودند.»
مدرسه جهادی خواندن
گروهی از نویسندگان و شاعران برای دومین مرتبه به بشاگرد رفتند تا با دانشآموزان آن منطقه درباره شعر و داستان و نقاشی و خبر صحبت کنند. کلاسهایی که شاید بتواند استعدادی در این منطقه دورافتاده کشف کند. در دورهای که «مدرسه جهادی خواندن» نام گرفت به همت نهاد کتابخانههای عمومی کشور 125 کلاس داستان و شعر و نقاشی در سه روز برقرار شد.
حسن ادیبزاده از فعالان فرهنگی منطقه بشاگرد در مراسم تقدیر از مدرسان دومین دوره «مدرسه جهادی خواندن» در منطقه بشاگرد، با گرامیداشت یاد و فعالیتهای جهادی حاج عبدالله والی در این منطقه، طی سخنانی میگوید:« در کنار استفاده از مدرسان بومی در این طرح، دعوت از استادان شناخته شده و نامی کشور میتواند عامل موثری در جذب و ادامه فعالیت دانشآموزان بشاگردی در فعالیتهای فرهنگی باشد.»
وی همچنین ادامه میدهد:« خوشبختانه در دو دوره برگزاری این طرح در بشاگرد، استادان بزرگی پا به این منطقه گذاشتند که اقدامات مهمی از قبیل برپایی شب شعر، تشکیل کانونهای ادبی و غیره را انجام دادند. از نهاد کتابخانههای عمومی کشور نیز کمال تشکر را دارم که با تبدیل بنای متروک حمام بشاگرد به کتابخانه عمومی، آن را به یکی از زندهترین بناهای بشاگرد تبدیل کردند.»
تا خمینی شهر
«به داد بشاگرد برسید؛ باید برای شیعیان بشاگرد کاری کرد.» این جمله را حضرت امام(ره)، وقتی که از احوال بشاگردیان مطلع شده بودند، فرمودند. دیگر جای فکر و مقایسه نمانده بود.
حاج عبدالله والی(موسس اردوهای جهادی) اگر فقط همین را می شنید که امام از وضع بشاگرد ناراحت شده اند، حاضر بود هر چه دارد بدهد تا حزن امامش را به لبخندی آرام کند. حاجی عاشق و مرید امام است. او تصویر معصومین را در صورت امام می بیند و با جان و دل پذیرفته است که باید با سربازی امام، سرباز حضرت بقیه الله(عج) باشد. حالا دیگر کی و کجا و چگونه اش فرقی نمی کند، در جبهه بجنگد، یا به درد جنگ زدگان برسد. حال که معشوق خواسته است که به داد بشاگرد برسد، بشاگرد معرکه عشق بازی حاج عبدالله است تا به امید لبخند رضایت امام، خود را به آب و آتش بزند. سخن امام، او را به بشاگرد می برد و بعد از آن هم با تمام مشکلات و موانع، آن جا نگه می دارد.
در خاطرات حاج عبدالله والی آمده است:« با صحبتی که حضرت امام فرموده بودن و گرفتاری شیعیان بشاگرد که ما دیده بودیم، بر خودمان احساس تکلیف کردیم که برای این شیعیان خالص و مخلص بیاییم یک حرکتی بکنیم و این دِین که حضرت امام بر گردن ما گذاشته، ان شاءالله ادا کنیم. بعد از آن هم همین عوامل باعث ماندن ما در منطقه شد. حاج آقای عسگر اولادی این صحبت ها را از قول امام به ما می رساندند که در مورد بشاگرد فرموده بودند: ان شاءالله یاران خوبی برای امام زمان(عج) از بشاگرد خواهیم داشت و دعای حضرت امام بود که فرموده بودند: هرکس قلما و رقما و قدما برای بشاگرد کمک کند، ما دعا می کنیم. هر وقت هم حاج آقای عسگراولادی و حاج آقای نیری می رفتند خدمت حضرت امام، حضرت امام می پرسیدند: از بشاگرد چه خبر؟»
خیلی علاقه داشتند به مردم این منطقه، طوری که ما هر چه وجوهات خدمت حاج آقای عسگر اولادی می دادیم که به خدمت حضرت امام ببرند، حضرت امام یک چیزی هم می گذاشتند روش و به خود ما برمی گردانند و زیر آن هم می نوشتند: موفق باشید.
واقعا طوری بود که هر موقع ما حس می کردیم خسته شدیم، به یک طریقی نفس قدسی حضرت امام به ما می رسید و یا در خواب، ایشان را زیارت می کردیم و یا به طریقی بالاخره احساس می کردیم که نمی توانیم بشاگرد را رها کنیم و باید بمانیم.»
اواخر بهار سال شصت و یک است و موضوع بشاگرد بر اساس گزارش ها و مشاهدات حاج عبدالله در کمیته امداد در حال بررسی و برنامه ریزی است. در این احوالات، برای اولین بار دو مسافر از بشاگرد به تهران می رسند. علی داستانی و محمد درخشی چون بیرون از بشاگرد کار می کنند و با شهر رفت و آمد دارند، وضعشان از عموم بشاگردی ها بهتر است. بعد از این که با مال، خود را به میناب می رسانند، به بندرعباس می روند و از آن جا سوار اتوبوس می شوند تا به تهران بیایند. آن ها در حالی در ترمینال تهران پیاده می شوند که فقط یک اسم همراهشان دارند، «حاج عبدالله».
حاج امیر والی برادر حاج عبدالله والی تعریف میکند:« این ها تو ترمینال پیاده می شن و می گن می خوایم بریم پیش حاج والی! تو تهران به این بزرگی، نه آدرسی داشتند، نه نشانه ای. خواست خدا طوری بود که یکی از بچه محل های ما که مسافرکشی می کرد، تو ترمینال بود، به ایشان می گوید ما یک والی تو محل داریم، بریم ببینیم همان است یا نه؟ این طوری بود که رسیدن به خانه ما.» (از کتاب تا خمینی شهر)

برگزاری جلسه ستاد دهه فجر آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس
هرمزبان – جلسه ستاد دهه فجر آموزش و پرورش ناحیه یک بندرعباس، صبح امروز با حضور دکتر علی یگانه، مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک، معاونین و اعضای ستاد در دفتر مدیریت برگزار شد و برنامههای ویژه این ایام در مدارس ناحیه یک مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید













