هرمزبان: دلنوشته دانش آموزی که پس از ۳۱ سال توانست از طریق تماس تلفنی معلم خود را پیدا نماید.
«چه خوشحالم از این که بعد از گذشت قریب به ۳۱ سال طنین دل انگیز و روحبخش استاد بیداری و روشنگری ،آموزگار عشق و ایثار و جوانمردی،معلم خوبی ها و آموزش دهنده ارزش ها و فضیلت ها قلب خفته شاگرد تنبل مدرسه توحید پارت را بیدار و گوش جان ما را نوازش داد.

معلمی که یک بار دیگر یاد داد اگر بر دلها و قلب ها حکومت کنی و آنها را تسخیر کنی آنها را دو باره احیا نموده ای ، استاد ارجمندم نمیدانی چقدر شاگرد خود را خوشحال نمودی و از این بعد از گذشت ۳۱ سال به فکر دانش آموزان دهه ۶۰ خود افتادی و پرسان پرسان صدای همدیگر را از طریق امواج شنیدیم بسیار خوشحال و مسرور شدیم و اینک اگر نبود زحمات و تلاشهای شبانه روزی شما و هدایت و راهنمایی شما شاید سرنوشت دیگری برای بنده رقم می خورد و به پاس عشقی و بذری که شما در قلب ما از عظمت و شکوه و ایثار معلمی نهادینه کردی تصمیم بر آن گرفتم تا با تحصیل در شغل شریف معلمی قدم در وادی بنهم که همکار ناچیز و اندک شما بزرگوار باشیم ،البته ما کجا و دانش و معرفت و بینش شما کجا ،ما کجا و فداکاری و از خود گذشتگی شما کجا بی شک امشب یکی از شبهای خاطره انگیز در تقویم زندگی بنده ثبت خواهد شد .

براستی خیلی از سال ها بود که می گشتم که شاید یادی و رد پای خاطره ای از شما بیابم اگر چه بعد مسافت ما را از استاد خود دور ساخت و شما ثابت کردید که دل به دل راه دارد. مگر می شود شما و نهال امیدی که در دلهای ما کاشتی را فراموش کنیم؟ خداوند وجود ذیجود شما را از گزند ناملایمات مصون و سلامت بدارد.
*زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست*هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود*صحنه پیوسته بجاست* خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد*
ارادتمند شما حسین مسلمی سال سوم دبستان توحید پارت ۱۳۶۳

تقدیم به آقای عباس رنجبر استاد نمونه و معلم دلسوز سال ۱۳۶۳ دبستان توحید پارت از توابع شهرستان منوجان»

انتهای پیام/

کد خبر: ۳۹۴۳۱۴۸

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد