در شماره گذشته، گزارش قلم های شکسته ابتدا اشاره ای بر نقش شگرف اهلی قلم در طول تاریخ، و سهم تعیین کننده نویسندگان در بیدارسازی و جهت دهی مردم داشت ، اما این گزارش متذکر شد قلمها گاهی به بیراهه می روند همانگونه که عده ای از آنها اواسط دههی 40 زیر چترحکومت پهلوی قرار گرفتند .اما در مقابل گروهی از اهالی قلم و هنر در مخالفت با رژیم پهلوی به دنبال تأسیس «کانون نویسندگان ایران» برآمدند محفلی که پیش از انقلاب با تدابیر مهار کنندهی ساواک از هم فروپاشید.
کانون در آستانهی پیروزی انقلاب اسلامی و فضای به نسبت بازی که با توصیههای دموکراتها در ایران در شرف وقوع بود مجال فعالیتی دوباره یافت و با شدت یافتن حرکت انقلاب اسلامی لحن شدیدی را علیه رژیم طاغوت اتخاذ کرد و آمادهی ورود جدی در عرصهی فرهنگی سیاسی بعد از انقلاب اسلامی شد. اما پس از پیروزی انقلاب نسبت خود را با حکومت، مانند دوران طاغوت در موقعیت اپوزسیونی قرار داد و حتی ستیزهجویی خود را با انقلاب بیش از ستیزهجویی با رژیم پهلوی شدت بخشید.در شماره گذشته با مروری کوتاه بر وضعیت امروزی کانون و نیز نقش اعضای آن در حوادث پس از انتخابات ،فعالیت ها و اقدامات سیمین بهبهانی را از نظر گذراندیم و در این شماره می خوانید …
الف)عوامل داخلی/قسمت دوم
فرزانه طاهری
«فرزانه طاهری» همسر هوشنگ گلشیری در حوادث پس از انتخابات، نقش پررنگی داشت. وی به عنوان عضوی از دو گروه فمینیستها و جامعهی ادبیاتی کشور با امضای بیانیهها، سخنرانیهای متعدد در شهرهای مختلف، حضور در تجمعهای غیرقانونی و همچنین نوشتن مطالب متعدد در جهت تشویق و تحریک مردم برای حضور در خیابانها و اقدام علیه نظام یکی از پرتحرکترین اعضای جامعهی ادبیاتی علیه نظام بود.
فعالیتهای فمینیستی
طاهری فعالیتهای انتخاباتی خود را قبل از انتخابات در راستای پیگیری اهداف زنان و همچنین به منظور اعلام موجودیت «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات زنان در انتخابات» آغاز کرد. وی برای اعلام موجودیت گروه خود در انتخابات، روز شنبه 5 اردیبهشت ماه 1388 در کنفرانس خبری با حضور «شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، اعظم طالقانی، الهه کولایی، شهلا لاهیجی و شهلا اعزازی» سخنرانی کرد:
«ما فعالان جنبش زنان تردید نداریم که یکی از مهمترین شاخصههای تحقق دموکراسی و جامعهی مدنی رعایت حقوق زنان و کودکان در آن جامعه است و برای قبولاندن ضرورت رفع موانع نیل به چنین شرایطی کنار کشیدن از عرصهی مدنی را جز فراهم آوردن امکان مصادرهی جنبش زنان و تسهیل اشغال سنگرهای رها شده از جانب زنان و فعالان این حوزه نمیدانیم که دیدهایم با هر گامی که به عقب بگذاریم چند گام دیگر به عقب رانده میشویم. ما حضور فعال در این شرایط را برای طرح خواستههایمان مغتنم میداریم و حق مسلم خود میدانیم که از نامزدهای ریاست جمهوری بخواهیم دربارهی این مطالبات اظهارنظر کنند و متعهد شوند پس از انتخاب شدن در تمام حوزههای تحت اختیار خود به آنها جامهی عمل بپوشانند و زمینه را برای نهادینه شدن حقوق برابر به صورت قوانین مصوب و نیز بستر سازی فرهنگی فراهم آورند.»
( سایت مدرسهی فمینیستی )
تحلیل فضای جامعه در ایام فتنه
وی در مورد تحلیل فضای انتخاباتی جامعه گفت:
«کشاندن نامزدها به سخن گفتن از کنوانسیون رفع تبعیض و سایر مطالبات زنان دستآورد اندکی نیست در جایی که در موتورهای جستوجویش در اینترنت، کلمهی زن به هر زبانی که بنویسد فیلتر شده است. کشاندن این بحثها به مناظرههای نامزدها در رسانهی ملی، که مهمترین ابزار آگاهیرسانی در این کشور است، یعنی کشاندن آن به خانههای دور افتادهترین و محرومترین نقاط این کشور، جایی که زنانش تا مغز استخوان به محرومیت و تبعیض دچارند و زبان و کلمه برای بیانش ندارند و پیشرویشان جز سوختن و ساختن و درنهایت ریختن پیت نفت بر سر راهی نمیبینند، کم فرصتی نیست… هیچ کدام از ما که در این همگرایی مشارکت کردهایم، آن قدر سادهدل نیستیم که فکر کنیم همهی اینها با انتخاب یک فرد برآورده میشود. میدانیم که تلاشهامان و مبارزههامان ادامه یابد و این بار مشروعیت نامزدی که به طور مشخص در دیدار با نمایندگان همگرایی این مطالبات را پذیرفته است در گرو عمل به این وعدههاست، حتی به بخشی از آن… تسلیم شدن به یأس واگذاشتن میدان به دیگران است که به طور قطع زن ستیزند و به حقوق برابر انسانها باور ندارند. دوستانی یأس تزریق میکنند و منتظر قربانیاند تا با دستهای پاک بر سر بزنند. هر حرکتی که کمهزینهتر باشد، به زعم آنها به طورحتم یک جایش می لنگد.»
( 31 اردیبهشت 1388- مدرسهی فمینیستی )
تعیین نقش برای فتنه
دبیر جایزه گلشیری در ادامه در خصوص نقش گروههای مختلف در اغتشاشات بعد از انتخابات مدعی میشود:
«هنگامی که هر لحظه بیم خشونت و برخوردهای بسیار شدید وجود دارد اساساً زمینهی کار برای گروههای شناخته شده بهغایت دشوار و گاه حتی ناممکن است. اما از سوی دیگر به نظر من این کار حتی اگر امکانپذیر هم بود و حرکت در زیر سرکوب هم نبود و از طرفی حتی اگر این جنبشها ظرفیت لازم برای کار در چنین گسترهی عظیمی هم داشتند لازم نبود این کار را بکنند، چون بلافاصله در میان مردم واکنش ایجاد میکرد بعد هم شروع میشد به بکش بکشهای مرسومی که ما تاکنون بسیار دیدهایم…
اگر بخواهم بگویم، آنچه امروز در خیابانهای شهرمان میگذرد نبردی است بر سر هستی ما. اگر شرایطی که میخواهند بر ما تحمیل کنند مستقر شود، دوران سختی پیشرو خواهیم داشت که تلاش برای رسیدن به مطالبات برحق جنبش زنان را مستلزم هزینههایی گزاف خواهد کرد، چنان که مطالبهی هر حق مدنی و شهروندی و انسانی دیگر را. همین احساس خطر است که این همه آدم را از طیفهای گوناگون با مطالبات و هدفهای متفاوت به خیابان کشانده است. باید بستری حداقلی وجود داشته باشد تا بتوان چشماندازی برای تحقق اهداف خود دید. وقتی حقوق اولیه و اصلاً قانونی مثل حق تجمع و تشکل این چنین سرکوب میشود یا آزادیها حتی در همان حد قوانین جاری کشور و قانون اساسی، جنبشهای مدنی که ذاتاً با خشونت مخالفاند و مبارزهشان مسالمتآمیز است کار بسیار دشوار و مخاطرهآمیزی پیشرو خواهند داشت … دستاورد جنبش زنان در قالب همگرایی در دورهی مبارزات انتخاباتی دستاورد بزرگی بود و اعتراض کنونی در واقع اعتراض به سد کردن راه نیل به مطالبات گوناگونی است که به همت فعالان جنبشهای مدنی در طی سالیان و نیز «همگرایی جنبش زنان» در برنامههای کاندیداها وارد شد.»
طاهری در مطلبی تحت عنوان «این همه نفرت و بیرحمیدر چشمانش از کجاست؟» در خصوص حوادث 13 آبان 1388 مطالبی علیه نظام جمهوری اسلامی، از خود به جای گذاشت.
پس از درگذشت هوشنگ گلشیری در سال 1379، فرزانه طاهری با مدیریت بنیاد گلشیری و برگزاری جایزهی ادبی در همکاری با سایر اعضای کانون نویسندگان ایران در پی تبلیغ و ترویج کتابهای مسألهدار و نویسندگان معاند نظام است.
حسین سناپور
«حسین سناپور» قبل از انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری، به شدت از میرحسین موسوی حمایت میکرد و دولت احمدینژاد را مورد تاخت و تاز قرار میداد.
دلایل حمایت از فتنه
در 17 خرداد 1388 در روزنامهی «یاس نو» (که در زمان انتخابات به صورت محدود منتشر و سپس توقیف شد) مطلبی را چاپ کرد و از دلایل خود برای رأی به موسوی گفت:
«به گمانم مسأله این است که موسوى نامزد مناسبترى است براى «نه» گفتن به همهی آنها که مردم را دستکم گرفتهاند و خیال مىکنند مردم دروغ و فرصتطلبى و هدردادن منابع ملى و رفتار آمرانه و غیره و غیره را نمىفهمند. به گمان من رأى مردم به موسوى است شاید چون مردم در رفتارش نشانهاى از آن رفتار آمرانهی اهل قدرت نمىبینند. چون وعدههاى دروغ نمىدهد…
مىدانم که ما مردم بدبینى هستیم، بس که گولمان زدهاند و بس که وعدههایى که دادهاند و کارهایى که کردهاند با هم تفاوتهاى بسیار داشته است. این بدبینى تاریخى طبعاً به آسانى از بین نخواهد رفت. اما این را هم مىدانم که هر وقت کورسوى امیدى پیدا شده، فورى مردم جواب مثبت دادهاند، مثل حالا و مثل دوم خرداد 76.»
حمله به اهالی ادبیات
وی به کسانی که در حوزهی ادبیات فعال هستند به خاطر سکوتشان یا حمایت نکردنشان از موسوی اعتراض کرد و آنها را ترسو خواندهاست:
«دلم مىخواهد رفتارى را که من از مردم سراغ دارم، مقایسه کنم با رفتارى که در این سالها و بهخصوص این روزها از ادبیاتىها دیدهام، ادبیاتىهایى که تا یکى دو دهه پیش نوک پیکان روشنفکرى بودند و مهمترین گروه مرجع آدمهاى تحصیلکرده. آیا در این روزها از اغلب آنها حرفى شنیدهاید؟ اعتراض به سانسور کتابهایشان، گفتن خواستههایشان، حرفهایى که فضاى فکرى این روزها را براى مخاطبها اندکى روشنتر کند؟
نه، از اغلبشان چیزى نشنیدهاید. همه آسه مىروند و مىآیند و منتظراند ببینند وضع بهتر مىشود یا بدتر. حاضر نیستند هیچ از خودشان خرج کنند. شاید هم اصلاً حرفى براى گفتن ندارند. بله، آنها هم بدبیناند و متأسفانه بدبینتر از مردم عادى حتی.
نمىدانم این دولت دیگر چه به روز نویسندهها باید مىآورد تا آنها مىفهمیدند اداى بچههاى خوب را درآوردن و بىصدا بودن بىفایده است و این نگاه حاکم بر دولت فعلى اصلاً نمىخواهد ما به عنوان نویسنده وجود داشته باشیم و تا حالا هم داشته جاپاش را قرص مىکرده. گمانم همهی اینها را همهی نویسندهها مىدانند، اما بدبینى مفرط و عافیتطلبى مفرطتر مانع است تا لااقل به سانسور کتابشان و وضعیتى که در این چند سال از سر گذراندهاند، اعتراضى بکنند. کافى است سرشان را بیاورند بیرون و توى شهرشان قدمى بزنند تا ببینند که مردم چقدر امیدوارند و چقدر پر شورند و چهقدر از آنها جلوترند. چند روز دیگر سالگرد درگذشت گلشیرى است. روز 16 خرداد. یادش بخیر. کاش بود و باز از آن شور و امیدش در این آدمها مىدمید. کاش بود، که اگر بود به جاى صد تا از این خاموشان حرف داشت.»
سناپور از جمله افراد فعال در حوادث پس از انتخابات و حلقهی اصلی ادبیاتیهای معاند نظام بود. او علاوه بر امضای اکثر بیانیههای حمایتی از موسوی و آشوبگران، به صورت فردی نیز اظهارنظرهایی در حمایت از فتنه داشت و مدعی تقلب در انتخابات شد.
ادای دین به استاد مبتذلنویس
حسین سناپور که داستاننویسی را از مکتب هوشنگ گلشیری آموخته، «نیمهی غایب» را در 1378 منتشر کرد لکن این رمان به علت ابتذال و اباحهگری پس از 14 بار تجدید چاپ، توقیف گردید. وی در جریان مناظرهی احمدینژاد و موسوی به دلیل توقیف کتابش مورد حمایت نامزد ناکام انتخابات، گرفت.
ادعای تقلب
سناپور در 25 خرداد 1388، پس از اعلام شکست موسوی، اقدام به درج مطلبی در سایت «خوابگرد» کرد و مدعی تقلب انتخابات میشود:
«من هیچ دورهای به اندازهی این انتخابات از رأی دادنم راضی نبودهام. درست به همین دلیل که گمان میکنم این مردم و بهخصوص این نظام، ظرفیتهای پنهانماندهی خود را آشکار کردهاند و میکنند. هیچوقت رأی ما این همه آشکارکننده نبوده است. هیچوقت این همه ظرفیتهای دیده و نادیده را بیرون نکشیده است. چه نتیجهای بهتر از این میتوانستم از این رأی کوچکم بگیرم؟»
سناپور در 14 مرداد 1388 در مصاحبه با روزنامهی «اعتماد» در خصوص فعالیتهایی که نویسندگان باید در شرایط پس از انتخابات انجام دهند، چنین میگوید:
«راجع به 18 تیر و کل اتفاقات دانشجویی کارهای به نسبت زیادی نوشته شد. اما با این همه من گمان میکنم ما نویسندهها تربیت نشده ایم تا وقایعی را که دور و برمان میگذرد بنویسیم و بیشتر سراغ خاطرات و دوران جوانی و نوجوانیمان میرویم. این از یک طرف به تجربههای نداشتهی نسلهای پیشتر در چنین نوع کاری برمیگردد که طبعاً به نسلهای بعد هم منتقل نشده و از طرف دیگر به نداشتن تجربهی آکادمیک داستان نویسی، که حتماً میتوانست بخشی از درسهایش نوشتن گزارشهای روزانه از اتفاقات باشد و این تمرینی باشد برای چنین روزهایی. کاش ما یاد بگیریم که مثل یک عکاس در دل واقعه کاری بکنیم. مقصودم این است که گرفتن فاصلهی زمانی برای بهتر دیدن موضوع به گمانم بیشتر بهانه است تا دلیل. حداقل این را دربارهی خودم و کار خودم میگویم. باید بشود در دل وقایع از آنها فاصله حسی لازم را برای بهتر دیدن گرفت و همان وقت نوشت شان.»
ادامه دارد …
انتهای متن/
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














