خبرگزاری فارس، سیدیحیی یثربی(استاد فلسفه): این روزها که جلوههایی از ناخشنودی و نا آرامی رویت میشود، لازم هست به این نکته توجه نماییم که در اینچنین حوادث زیانبار، مردم و دولت هر دو مقصرند. من اینچنین حرکات را زیانبار میدانم، زیرا:
1- من اینچنین حرکات را زیانبار میدانم، زیرا:1- به رابطه دولت و مردم لطمه میزند.
2-
3-
اما به هرحال، در این چنین حوادث زیانبار نباید نقش دولت و مردم، هر دو را ندید گرفت. در یک کلمه، عامل اینچنین حوادث، بیتجربگی مردم از سویی و بیحساب و کتاب بودن و عدم شفافیت اقدامات دولتمردان از جانب دیگر، عامل کلیدی میباشند.
از جانب مردم، اشکال کار آنجاست که مردم ما، نه مورد نقد قرار میگیرند و نه تعلیم میبینند. دیگری ناپخته ماندن مردم هست، مردمی که نه مورد انتقاد قرار میگیرند و نه تعلیم میبینند، بنابراین خام و ناپخته میمانند.
چرا مردم مورد انتقاد قرار نمیگیرند؟
اپوزیسیون به سبب پیشرفت هدفهای خود، به صورت مستمر مردم را ستوده، حکام جامعه را عامل کلیدی بدبختی مردم میداند! غافل از این که حکام جامعه همیشه نمایندگان مردم و نشان دهنده سطح فکر و فرهنگ جامعه میباشند. بنابراین، لازم هست اکثر از هر چیز و قبل از هر چیز، برای دگرگونی فکر و فرهنگ مردم کوشید.
دریغا که اپوزیسیون هرگز از مردم انتقاد نمیکند، لکن تنها آنها را میستاید و به تجلیلشان میپردازد؛ بنابراین، مردم به کاستیهای فکری و فرهنگی خود پی نمیبرند و در چنین حالتی، خود را نیازمند تعلیم نمیبینند. هنگامی که اپوزیسیون برنده شود، دوباره هم مردم را میستاید، زیرا برتری خود را نتیجه آگاهی و بیداری مردم دانسته، زبان به تجلیل و ستایش آنها میگشاید!
هنگامی که اپوزیسیون برنده شود، دوباره هم مردم را میستاید، زیرا برتری خود را نتیجه آگاهی و بیداری مردم دانسته، زبان به تجلیل و ستایش آنها میگشاید!به همین سبب، نیازی نمیبیند که مردم را تعلیم دهد و به تأسیس نهادهای مدنی پرداخت کند. احزاب ستاد کارشناسی مردم بوده، راهنمایی و کنترل آنها را برعهده دارند. مردمسالاری بدون داشتن حزب، به آن میماند که لشکری بدون ستاد فرماندهی دارا باشیم.
از جانب دیگر، اپوزیسیون با دادن وعدههای بیحساب و کتاب، به جامعه لطمه میزند و در مردم توقع ها بیحساب و کتاب ایجاد میکند. چون این وعدهها تحقق نمییابند، مردم جامعه ناراضی شده، دولت را به بیکفایتی و فساد متهم میکنند.
بیحساب و کتاب بودن دولت!
دولت که به موقع انتخابات، زبان به ستایش مردم گشوده، وعدههای بیحساب و کتاب میدهد، بعد از برتری از آن وعدهها حرف نمیگوید، چون عمل به آنها را دشوار مییابد! بنابراین از مردم فاصله میگیرد و در مواردی هم که به آن وعدههای بیحساب و کتاب عمل میکند، به جامعه لطمه میزند. مثل چاههای آب که نامزدهای نمایندگی به مردم وعده داده، به آن عمل کردند و نتیجهاش نابود شدن مراجع آب کشور بود! مثل تأسیس دانشگاه آزاد در منطقه های گوناگون که به مردم وعده داده گردید و بیحساب و کتاب تأسیس گردید و نتیجهاش کاسبی عدهای و خراب کردن دانش و دانشگاه بود!
عدم شفافیت دولت
مثل چاههای آب که نامزدهای نمایندگی به مردم وعده داده، به آن عمل کردند و نتیجهاش نابود شدن مراجع آب کشور بود! مثل تأسیس دانشگاه آزاد در منطقه های گوناگون که به مردم وعده داده گردید و بیحساب و کتاب تأسیس گردید و نتیجهاش کاسبی عدهای و خراب کردن دانش و دانشگاه بود!از طرفی، دولتهای ما به فساد متهمند، ولی این اتهام را جدی نمیگیرند و به مقدار کافی به مردم توضیح نمیدهند؛ از جانب دیگر، در نظام دولت – اپوزیسیون، اپوزیسیون مجال مییابد با سیاهنمایی مردم را به دولت بدبین سازد تا در آینده، خود به قدرت برسد.
اما تهمتهای بیشماری را شنیدهام؛ از بلعیدن دکل گرفته تا جارو کردن ذخیره فرهنگیان و دهها و صدها مورد دیگر!
حالا که یکی دیگر از جلوههای این ارتباط غلط دولت – اپوزیسیون را میبینیم، لازم هست به چند نکته توجه داشت:
اما عصبانیت و عصبانیت در اثر دو چیز پدید میآید:
اما عصبانیت و عصبانیت در اثر دو چیز پدید میآید:یکی، مشکلات و تنگناهایی که مردم دستخوش آن شده و از آن رنج میبرند و دیگری، بیخیالی و بیاعتنایی مدیران در مقابل این مشکلات.
کارگران بیکاری که به نان شب محتاجند و میبینند بعضی اشخاص با چه تجملی زندگی میکنند، فارغ التحصیلان بیکاری که محل درآمدی ندارند و میبینند که بعضی اشخاص چندین شغل دارند و از چندین جا جیب خود را روز به روز پرتر میکنند و صدها درد دیگر، اینان حق دارند که بدنبال گوش شنوایی باشند که به فریادشان برسد!
من علی رغم آنکه زیادی از درد و رنجهای مردم را ندارم، به نوبه خود درد آنها را تا حدی فهم میکنم. اما درد کلیدی، درد بیاعتنایی قوای سهگانه مملکت هست.
مدیران لازم هست بدانند آنها دشمن نیستند، لکن این مردم به اسلام و قرآن و نظام اسلامی دلبستهاند، اما از مسئولین نظام رنجیدهاند. مردم دل دردمندی دارند که تندی زبانشان هم از آن سرچشمه گرفته هست، نه از یک تصمیم انحرافی و الهام گرفته از دشمن.
بنابراین، لازم هست با مردم مهربان بود، به دلجویی از آنها کوشید و دید درد آنها چیست و علیوار در مقابل دردشان بیقرار بود و به درمانشان کوشید و کاری نکرد که فاصلهها زیادتر شود، دوست را اندوهگین و دشمن را شادمان ساخت.
اخبار هرمزگان و منتخب اخبار ایران و جهان | پایگاه خبری تحلیلی هرمزبان اخبار هرمزگان، گزیده اخبار ایران و جهان و تحولات منطقه را در پایگاه خبری هرمزبان دنبال کنید














